کاش یه مغازه بود آدم میرفت میگفت

کاش یه مغازه بود آدم میرفت میگفت :

کاش یه مغازه بود آدم میرفت میگفت :
آقا بی زحمت یه کم خیال خوش می خوام
این آرامشها از ته دل چندن ؟
این بی خیالی ها هست که میپاشن رو زندگی مشتی چند ؟
این شادیا دووم دارن ؟
این خنده های از ته دل چند ؟
از این سالای بی رنج ، اندازه دل ما دارین ؟
از این روزایی که بی بغضن دارین ؟
کاش یه مغازه بود ، آدم میرفت و میگفت
آقا ، بی زحمت یه زندگی میخوام
جنس خوبش ❣️❣️❣️


🎙#عمادآرام
دیدگاه ها (۲)

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)chapter:2P.10ته جونگ:خوبه ......

قاضی میگفت : یک روز آقای تقریباً ۳۰ ساله با پیراهن مشکی اومد...

به دنیا اومدن بعضی آدما، خودش یه معجزه‌ست... 🥹💜و تو، پارک جی...

#نجمه_نوشتاز بچگی با این باور بزرگمون کردن که زیاد نخندین......

صدای ناله هایی از گوشه کناره های متروکه شنیده می‌شد. ( غلط ک...

چندتا نکته میگم مخصوص برعندازاسدرسته اینا خیلی اوسگلن ولی دل...

پارت چهارم کامیل باورش نمیشد اوه این باعت میشد امروز رابطشون...

سناریو مایکی {جنگل چشمات} خنگ و گوگولی و درعین حال مهربون و ...

𝑭𝒐𝒓𝒈𝒊𝒗𝒆 𝑴𝒆Part 27چند روز دیگه هم گذشت و رینا هنوز توی کما بو...

ابلیس

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط