روایتی تلخ از تتویی که روزی باعث ناراحتی او شده بود

😭 روایتی تلخ از تتویی که روزی باعث ناراحتی او شده بود،

😭 روایتی تلخ از تتویی که روزی باعث ناراحتی او شده بود،
بعد از شهادت به تنها نشانه پیکری آرین تبدیل شد پسری که آرزو داشت خواننده شود و روزی برای هزاران نفر روی صحنه برود،
پدر آرین لنگری در حالی که از فرزند شهیدش یاد می‌کند می‌گوید وقتی آرین تتو زد خیلی از دستش ناراحت شدم مثل خیلی از پدرها دوست نداشتم پدر پسرم این کار را انجام بدهد و بابتش با او صحبت کردم، اما هیچ وقت فکر نمی‌کردم روزی برسد که همون تتو به ما کمک کند پیکرش را شناسایی کنیم،
بعد از شهادت آرین پیکر به گونه‌ای بود که شناسائیش سخت بود اما از روی همان تتویی که روی بدنش داشت مطمئن شدیم که پیکر متعلق به پسر خودمان است.
دیدگاه ها (۱)

▪️▪️روایتی تلخ از تتویی که روزی باعث ناراحتی پدر شده بود، ام...

سوگندِ خون و برف» —“Oath of Blood and Snowتضادِ خشنِ دنیای م...

ا/ت هنوز به پیام سوکجین خیره شده بود.«رسیدی؟»پیام ساده‌ای بو...

اول گمان می‌کردند پیکر ندارد؛ بعد از چند روز #سیدکاظم الجابر...

💥 تشییع مظلومانه شهید محمود صارمی و روایتی ناگفته🔰 روز 17 مر...

✅ شهادت سه عضو یک خانواده در میناب، روایت پدر:«عصر روز سوم #...

این شهید از نیروهای درجه‌دار ارتش جمهوری اسلامی ایران از منط...

غیورمردی که پیکر شهید حججی را شناسایی کرد، آسمانی شد🔻سردار م...

📌 ماجرای مدافع حرم گمنامی که بعد شهادت محل جنازه اش را به دو...

شهیدی که منافقین چشمهایش را درآوردند و گوش‌هایش را بریدند و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط