{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جان پرورم گهی که تو جانان من شوی

جان پرورم گهی که تو جانان من شوی
جاوید زنده مانم اگر جان من شوی
رنجم شفا بود چو تو باشی طبیب من
دردم دوا شود چو تو درمان من شوی
پروانه وار سوزم و سازم بدین امید
کاید شبی که شمع شبستان من شوی
دور از تو گر چه ز آتش دل در جهنمم
دارم طمع که روضهٔ رضوان من شوی
مرغ دلم تذرو گلستان عشق شد
بر بوی آنکه لاله و ریحان من شوی
اکنون که خضر ظلمت زلف تو شد دلم
بگشای لب که چشمهٔ حیوان من شوی
چشمم فتاد بر تو و آبم ز سر گذشت
و اندیشه‌ ام نبود که طوفان من شوی
چون شمع پیش روی تو میرم ز سوز دل
هر صبحدم که مهر درفشان من شوی
زلفت بخواب بینم و خواهم که هر شبی
تعبیر خوابهای پریشان من شوی
می‌گفت دوش با دل خواجو خیال تو
کاندم رسی بگنج که ویران من شوی
وان ساعتت رسد که بر ابنای روزگار
فرمان دهی که بنده ی فرمان من شوی...🦋💞🦋

عصرت مصفا و به مهر محبوب ابدی قلبم💐🧿🫂🌐

#saharshehim💖

#عاشقانه
#چشم_آهوم❤
دیدگاه ها (۰)

دل لرزان و نگاه نگران من و توعاقبت فاش کند عشق نهان من وتوزن...

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

جان پرورم گهی که تو جانان من شویجاوید زنده مانم اگر جان من ش...

چشمم فتاد بر تو و آبم ز سر گذشتو اندیشه‌ام نبود که طوفان من ...

جان پرورم گهی که تو جانان من شویجاوید زنده مانم اگر تو جان م...

پروانه وار سوزم و سازم بدین امیدکاید شبی که شمع شبستان من شو...

همچو صبحم یک نفس باقیست با دیدار توچهره بنما دلبرا تا جان بر...

در وفای عشق تو مشهور خوبانم چو شمعشب نشین کوی سربازان و رندا...

همچو صبحم یک نفس باقیست با دیدار تو...

در وفای عشق تو مشهور خوبانم چو شمعشب نشین کوی سربازان و رندا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط