در سرم پیچیده باری های و هوی کربلا

در سرم پیچیده باری، های و هوی کربلا

در سرم پیچیده باری، های و هوی کربلا
می‌روم وادی به وادی رو به سوی کربلا

می‌روم افتان و خیزان، از دل بن‌بست‌ها
جاده‌ای پیدا کنم تا جست‎‌وجوی کربلا

تشنگی می‌بارد از ابرِ سترون، می‌روم
تا بنوشم جرعه آبی از سبوی کربلا

ترسم این بیراهه‌ها با خویش مشغولم کنند
«بر دلم ترسم بماند آرزوی کربلا»
دیدگاه ها (۲)

السَّلامُ عَلَيْكَ يا أنیسَ النُفوس

در کربلا که موج زند آب روى آب از قحط آب گشته به پا هاى و هوى...

حکیم عسکر

منظومه ی “آبی، خاکستری، سیاه”در شبان غم تنهايى خويشعابد چشم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط