{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

LESSON

𝐋𝐄𝐒𝐒𝐎𝐍

فصل دوم | پارت ۲۲ | برگشت به خانه
صبح روز بعد، هر چهار نفر دوباره جلوی خانه‌ی قدیمی ایستادند.
این بار سوا کلید را در دست داشت.
ـ «فکر می‌کنید اینجا چیزی منتظرمونه؟»
دانیل گفت:
ـ «حتماً.»
جونگ‌کوک در را باز کرد.
داخل خانه برخلاف دفعه‌ی قبل کاملاً روشن بود.
روی میز وسط سالن یک جعبه قرار داشت.
سوا با دیدنش جلو رفت.
همان جعبه‌ای بود که سال‌ها قبل دیده بود.
ـ «خودشه...»
جونگ‌کوک گفت:
ـ «این بار با هم بازش می‌کنیم.»
سوا کلید را داخل قفل گذاشت.
صدای کلیک آمد.
درِ جعبه باز شد.
داخل آن...
یک فلش، چند عکس قدیمی و یک نامه بود.
لنا نامه را برداشت.
روی آن نوشته شده بود:
«برای کسی که روزی حقیقت را پیدا خواهد کرد.»
لنا شروع به خواندن کرد.
نامه توضیح می‌داد که سال‌ها قبل، دانیل متوجه شده بود فردی از اطلاعات خصوصی آن‌ها سوءاستفاده می‌کند.
او سعی کرده بود مدارک را جمع کند...
اما قبل از اینکه بتواند همه‌چیز را فاش کند، مجبور شده بود ناپدید شود.
سوا آرام پرسید:
ـ «پس این همه مدت... فقط دنبال مدارک بودید؟»
دانیل سر تکان داد.
ـ «آره.»
جونگ‌کوک فلش را برداشت.
ـ «پس جواب همه‌چیز اینجاست.»
همان لحظه صدای درِ ورودی آمد.
همه برگشتند.
در آرام باز شد.
و یک نفر وارد خانه شد.
دانیل با دیدنش گفت:
ـ «نه...»
ادامه دارد...
دیدگاه ها (۰)

امروز حالم خوب نی فردا پارت میزارم

𝐋𝐄𝐒𝐒𝐎𝐍فصل دوم | پارت ۲۳ | چهره‌ی آشنامرد آرام وارد خانه شد.ج...

LESSON

LESSON

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط