من آن شعر تب آلودم

🍒🌱من آن شعر تب آلودم ...

🍒🌱من آن شعر تب آلودم ...
آن دم که عشق را از نگاه تو خواندم
آن دم که با نفس هایم
باغ تنت را عطر آگین کردم
آن دم که ضرب قلبم را
از سینه ات شنیدم
آن دم که هراس گریز
از شررهای نگاهم را
از چشمانت خواندم ...
چون غباری ز خود فرو ریختم
و در جاده ما شدن عاشقانه ،تاختم ...🍒🌱

((سارا امیری فلاح))
دیدگاه ها (۱)

کنار خیابان ایستاده بودم و با تکیه به تیرک برق داشتم تریلی ح...

**photo & text by :delaram**باذن الله... بسم الله. . .×× من،...

ایرج زبردست

اکرم محمدی شاعر تهرانی

#فنجانی_چای_باخداقسمت هشتادو سوموارد ماه محرم شده بودیم و عر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط