آقازاده ها رو باید ......
دو تا مسئلهٔ واضح ولی قاطی شده توی هم:
«حسن روحانی» و «آقازادهها»؛ بچهٔ وزیر و نماینده، اصلاً بچهٔ مرجع تقلید باش. وقتی با تعهدِ خدمت به این ملت مسئولیت گرفتی، باید حسابِ روزِ سؤال رو هم میکردی.
باید یادت بمونه کل این حکومت فقط ابزار و وسیلهست؛ نه صاحب مردم. اصلاً نه حقی داری، نه سهمی.
بدهکارِ ملتی.
بدهکاری.
کجا بری بعدِ ۴ یا ۸ سال؟!
حسن روحانی هم، اگر وقتش آزاده، باید پاسخگوی دورهٔ خودش باشه؛ نه اینکه دوره بیفته برای تز دادن دربارهٔ آیندهٔ مملکت.
آقازاده، آخورزاده، هر که میخواهی باش؛ وقتی علنیتر میزنی توی بیتالمال، «وحدت» به این معنی نیست که مسئولیتت فراموش بشه.
وحدت یعنی اختلاف داخلی، کشور رو در برابر دشمن خارجی ضعیف نکنه؛ نه اینکه اختلاف و اعتراض داخلی رو با مصونیتِ مسئول اشتباه بگیریم.
اعتراض، حقه.
پاسخخواهی، حقه.
و اگر کسی بهجای پاسخگویی، به طغیان و تکبر پناه ببره، طبیعیه که اعتراض از مسیر خودش خارج بشه و به اغتشاش برسه.
اما در نهایت، مسئله فقط شخصِ تو نیست؛ مسئله، خودِ این مملکته.
پس از استیضاح و پاسخگویی فرار نکن؛ چون اگر قرار باشه چیزی از این کشور باقی بمونه، باید مسئولیتپذیری هم باقی بمونه.
ایرانی، تو که رأی انداختی؛
وقتشه خدمتکارهاتو فقط به چشمِ منتخب نبینی؛
به چشمِ کسانی ببین که باید پاسخگوی انتخاب و عملکردشون هم باشن.
شاید بهترین استفاده از هر مسئول، بعد از پایان دورهٔ خدمتش، این باشه:
تبدیل بشه به عبرتی برای منتخبهای آینده؛
تا هر کسی که بعد از او میاد، بدونه این صندلی صاحب نداره؛
صاحبش مردماند و مسئول، فقط امانتدارشه.
از طرفِ یک نفر، در حدِ یک نفر؛
حق و سهمِ شهروندیِ خودم توی این مملکتی که حکومتش بر پایهٔ جمهوریت نوشته.
باز خداروشکر دیکتاتوری و سلطنتی نیست؛
میشه بهجای خودخوری، مسئول رو چَک و چکشکاری کرد؛
با رأی، با مطالبه، با اعتراض و با سؤال.
#سمائیل
#خودایستا
#دیدگاه_خاکستری
#پاسخگویی
#ΞΔ
«حسن روحانی» و «آقازادهها»؛ بچهٔ وزیر و نماینده، اصلاً بچهٔ مرجع تقلید باش. وقتی با تعهدِ خدمت به این ملت مسئولیت گرفتی، باید حسابِ روزِ سؤال رو هم میکردی.
باید یادت بمونه کل این حکومت فقط ابزار و وسیلهست؛ نه صاحب مردم. اصلاً نه حقی داری، نه سهمی.
بدهکارِ ملتی.
بدهکاری.
کجا بری بعدِ ۴ یا ۸ سال؟!
حسن روحانی هم، اگر وقتش آزاده، باید پاسخگوی دورهٔ خودش باشه؛ نه اینکه دوره بیفته برای تز دادن دربارهٔ آیندهٔ مملکت.
آقازاده، آخورزاده، هر که میخواهی باش؛ وقتی علنیتر میزنی توی بیتالمال، «وحدت» به این معنی نیست که مسئولیتت فراموش بشه.
وحدت یعنی اختلاف داخلی، کشور رو در برابر دشمن خارجی ضعیف نکنه؛ نه اینکه اختلاف و اعتراض داخلی رو با مصونیتِ مسئول اشتباه بگیریم.
اعتراض، حقه.
پاسخخواهی، حقه.
و اگر کسی بهجای پاسخگویی، به طغیان و تکبر پناه ببره، طبیعیه که اعتراض از مسیر خودش خارج بشه و به اغتشاش برسه.
اما در نهایت، مسئله فقط شخصِ تو نیست؛ مسئله، خودِ این مملکته.
پس از استیضاح و پاسخگویی فرار نکن؛ چون اگر قرار باشه چیزی از این کشور باقی بمونه، باید مسئولیتپذیری هم باقی بمونه.
ایرانی، تو که رأی انداختی؛
وقتشه خدمتکارهاتو فقط به چشمِ منتخب نبینی؛
به چشمِ کسانی ببین که باید پاسخگوی انتخاب و عملکردشون هم باشن.
شاید بهترین استفاده از هر مسئول، بعد از پایان دورهٔ خدمتش، این باشه:
تبدیل بشه به عبرتی برای منتخبهای آینده؛
تا هر کسی که بعد از او میاد، بدونه این صندلی صاحب نداره؛
صاحبش مردماند و مسئول، فقط امانتدارشه.
از طرفِ یک نفر، در حدِ یک نفر؛
حق و سهمِ شهروندیِ خودم توی این مملکتی که حکومتش بر پایهٔ جمهوریت نوشته.
باز خداروشکر دیکتاتوری و سلطنتی نیست؛
میشه بهجای خودخوری، مسئول رو چَک و چکشکاری کرد؛
با رأی، با مطالبه، با اعتراض و با سؤال.
#سمائیل
#خودایستا
#دیدگاه_خاکستری
#پاسخگویی
#ΞΔ
- ۱۷۵
- ۱۴ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط