شیادی که حتی حرف هایش را هم مجانی نمیزد

شیادی که حتی حرف هایش را هم مجانی نمیزد!

بنده خدا رفته بود چندتا هیزم بفروشه، خبر نداشت قراره یه معامله ساده براش تبدیل به یه پرونده قضایی بشه! 😂

از اون ماجراهایی که یه طرف فکر می‌کنه خیلی زرنگه، اون یکی هم نمی‌خواد حقش ضایع بشه و آخرش قاضی باید بفهمه حق با کیه!

⚖️ حالا شما بگین؛ توی معامله‌ها بیشتر باید حواسمون به زرنگ‌بازی بقیه باشه یا سادگی خودمون؟

👀 این حکایت رو برای اون رفیقت بفرست که همیشه فکر می‌کنه توی معامله‌ها از همه زرنگ‌تره!

#حکایت_طنز #داستان_قدیمی #هیزم_شکن #حکایت_آموزنده #سفرقند #قصه_های_ایرانی
دیدگاه ها (۶)

#آموزشی | درس سوم🔅پشتوانه ارزش پول چیه؟🔸اگه یه کشور اسکناس(پ...

part55. . maybe love? در اثر تکون های یونجون و صدا زدناش چشم...

شاهکاری به نام دروغ

### پارت ۸: خنجرِ پنهان در تاریکیبارون به شدت به شیشه‌هایِ ع...

### 🌑 پارت نهم: سوختنِ خاطراتهوا سنگین شده بود، انگار اکسیژن...

intertwined fate of two enemies-part 19

اسم رمان : گوهر مارگارتا فصل 1 کل داستان زبان هی بدون هیچ دل...

معامله نهاییپارت ۷۲پیامم سین خورد اما جوابی دریافت نکردم . ا...

dark life = 33

p1

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط