شیادی که حتی حرف هایش را هم مجانی نمیزد!
بنده خدا رفته بود چندتا هیزم بفروشه، خبر نداشت قراره یه معامله ساده براش تبدیل به یه پرونده قضایی بشه! 😂
از اون ماجراهایی که یه طرف فکر میکنه خیلی زرنگه، اون یکی هم نمیخواد حقش ضایع بشه و آخرش قاضی باید بفهمه حق با کیه!
⚖️ حالا شما بگین؛ توی معاملهها بیشتر باید حواسمون به زرنگبازی بقیه باشه یا سادگی خودمون؟
👀 این حکایت رو برای اون رفیقت بفرست که همیشه فکر میکنه توی معاملهها از همه زرنگتره!
#حکایت_طنز #داستان_قدیمی #هیزم_شکن #حکایت_آموزنده #سفرقند #قصه_های_ایرانی
از اون ماجراهایی که یه طرف فکر میکنه خیلی زرنگه، اون یکی هم نمیخواد حقش ضایع بشه و آخرش قاضی باید بفهمه حق با کیه!
⚖️ حالا شما بگین؛ توی معاملهها بیشتر باید حواسمون به زرنگبازی بقیه باشه یا سادگی خودمون؟
👀 این حکایت رو برای اون رفیقت بفرست که همیشه فکر میکنه توی معاملهها از همه زرنگتره!
#حکایت_طنز #داستان_قدیمی #هیزم_شکن #حکایت_آموزنده #سفرقند #قصه_های_ایرانی
- ۷۷۸
- ۲۷ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط