بیچاره ترین عاشقِ دریا زده ام من

بیچاره ترین عاشقِ دریا زده ام من
در وصل و نگاهی ز تو درجا زده ام من
تو صاحبِ این سینه ی در سوز و گدازی
چندیست که در پیشِ رُخ ات پا زده ام من
آشفته ی این فاصله ی دور و درازم
مِی خوارم و با یادِ تو تنها زده ام من
شهری به گرفتارِ تو و من به تو مایل
در عشقِ تو آن زاهدِ پروا زده ام من
بامن چو "غریب"انه سفر بایدت ای دوست
کز خانه و کاشانه و دنیا زده ام من
دریای دلم حسرتِ طوفانِ تو دارد
باکی نَبُوَد ، شاعرِ دریا زده ام من

سلام جیران بالام کفین یاخچدی دردون آلم نازلی شیرین بالام🌸🫂
دیدگاه ها (۰)

بیچاره ترین عاشقِ دریا زده ام من در وصل و نگاهی ز تو درجا زد...

بیچاره ترین عاشقِ دریا زده ام من در وصل و نگاهی ز تو درجا زد...

رد انگشت تو بر این دل پرشور افتادهرچه کردم بشود وا، گره ای ک...

عم اوغلی عالم وصلت یتور پایانه حیف اولسونالور زهرا دونور گوگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط