بیچاره ترین عاشقِ دریا زده ام من

بیچاره ترین عاشقِ دریا زده ام من
در وصل و نگاهی ز تو درجا زده ام من

تو صاحبِ این سینه ی در سوز و گدازی
چندیست که در پیشِ رُخ ات پا زده ام من

آشفته ی این فاصله ی دور و درازم
مِی خوارم و با یادِ تو تنها زده ام من

شهری به گرفتارِ تو و من به تو مایل
در عشقِ تو آن زاهدِ پروا زده ام من

بامن چو "غریب"انه سفر بایدت ای دوست
کز خانه و کاشانه و دنیا زده ام من

دریای دلم حسرتِ طوفانِ تو دارد
باکی نَبُوَد ، شاعرِ دریا زده ام من ...
دیدگاه ها (۲)

بیچاره ترین عاشقِ دریا زده ام من در وصل و نگاهی ز تو درجا زد...

بیچاره ترین عاشقِ دریا زده ام من در وصل و نگاهی ز تو درجا زد...

تقدیم به جانبازان شیمیایی جنگ که هر روز با هر نفس هزار بار ش...

💞💞💞💞💞💞💞💞عــــشق یعنی مست بودن بی شرابعــــشق یعنی اشـک جاری ...

رضا حدادیان

علی علیپور

طیبه شنبه زاده شاعر هرمزگانی

به طـاها,به یاسـین,به مـعراج احمد......به قدر و به کوثر,به ر...

: باز این چه شورش است که در خلق عالم است  باز این چه شورش اس...

از : قصه ی رنگ پریده ، خون سرد من ندانم با که گویم شرح درد ق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط