زمان میان من و او جدایی افکنده‌ست

زمان میان من و او #جدایی افکنده‌ست

زمان میان من و او #جدایی افکنده‌ست
من ایستاده در اکنون و او در آینده‌ست
چه مایه گشتم و آینده حال گشت و گذشت
هنوز در پی #آینده، حال گردنده‌ست

به هر قدم قدَری گفتم از زمان کَندم
کنون چو می‌نگرم او ز #عمر من کَنده‌ست
به #آرزو نرسیدیم و دیر دانستیم
که راه دورتر از عمرِ #آرزومند ست

تو آن زمان به سرم سایه خواهی افکندن
که پیشِ پای تو، ترکیب من پراکنده‌ست
به #شاهراه طلب، بیم نامرادی نیست
زهی #امید که تا #عشق هست پاینده‌ست

ز دورباشِ #حوادث دلم ز راه نرفت
بیا که با تو هنوزم هزار #پیوند ست
به جان سایه که میرنده نیست #آتش_عشق
مبین به کشته‌ی #عاشق ، که عاشقی #زنده‌ ست


✍️ #هوشنگ_ابتهاج (متخلص به هـ. ا. #سایه)
🎼 صدای هوشنگ ابتهاج

؛__________❤__________

#شعر #نثر
#گنجینه_ادب_فارسی
#ادبیات_فارسی #شعر_فارسی
#سرای_فارسی #آشیانه_شعر_نثر
#داستان #داستانک #حکایت #شعر_آیینی
دیدگاه ها (۰)

ای دوست بنه شرح غم دلتنگیآغاز نما حکایت یکرنگیاز رنگ زمانه و...

#مال از بهر آسایش #عمر است نه عمر از بهر گرد کردن مال. عاقلی...

#غمخوار من! به خانه ی غم ها خوش آمدیبا من به «جمع» مردم تنها...

الا ای آنکه پیش دشمنان سینه سپر دارییک‌امشب را ملالی نیست لا...

چِهِل هِندِوانه، چو گویِ زِ بَرجَدکِه کَردیش غَلطان زِ چوگان...

در این #پویش یکی از مطالب صفحه‌‌تان ویژه خواهد شد. ؛ 🌱🌱🌱🌱🌱🌱 ...

تماشا می‌کند هر دم، دلم در باغ رخسارشبه کام دل همی نوشد، میِ...

از دو عالم دردت ای #دلدار بس باشد مراکافر عشقم اگر غیر #تو ک...

بِیا و دَستِ مَرا... این وَبال بَر شانهبَدَل بِه بال کُن اِم...

گُفْتَم رَها کُن جانِ مَن، گُفْتِی کِه آزَادِی مَگَر؟گُفْتَم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط