{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عاشقانه های شبنم

آخر شهریور است و فصل گرما در فرار
بقچه را پر کرده ام از خاطراتی ماندگار
روی دوشم می کشانم لحظه های رفته را
کوله باری تلخ و شیرین از هوای این دیار
از دیار کودکی ها تا جوانی ها و عشق
از تمام لحظه های سخت و آسان بی شمار
خنده ها و گریه ها و اتفافاتی قشنگ
با مرور روزهایی روشن و تاریک و تار
میروم از کوچه های بادبادک های مست
تا خیابان‌ های یخبندان و سختی های کار
روی پرچین حیاط از قارقار یک کلاغ
تا درخت سیب و جوی کوچه و سرو و چنار
نامه های عاشقانه بین دل های اسیر
پچ پچ همسایه ها پشت دری گوشه کنار
خرمنی از خوشه های زرد گندم زار تا؛
بوی نان تازه با چای ذغالی و سه تار
فال قهوه دوره گرد پیر و خواب نیمروز
سرزده مهمانِ دور و خانه هایی بی حصار
توی سینی میوه های نوبر از پاییز و مهر
کاسه کاسه دانه های سرخ و شیرین انار
مزه مزه می چشیدیم از گلاب زندگی
بر هوا و حال خوب و عاشقی هایش دچار
دیدگاه ها (۰)

»blood shadows» (سایه های خونی) part ۱۸/***الیویا: فضای دلچس...

#انکاراز روزهای پسا رابطه، ایام انکار است. آن موقع که آدم فک...

اهل کاشانم روزگارم بد نیستتکه نانی دارم خرده هوشی سر سوزن ذ...

اهل کاشانم.روزگارم بد نیست.تکه نانی دارم ، خرده هوشی، سر سوز...

اهل کاشانم روزگارم بد نیست.تکه نانی دارم ، خرده هوشی، سر سوز...

سلام، صبحتون قشنگ عسلچه‌هام،بچه‌ها، زندگی منتظر نمیمونه تا ه...

عاشقانه های شبنم

ممنون که لایک می کنید

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط