واقعا تو فروشگاه نمیدونم اصلا خودمم چی شد با یه دختره ای
واقعا تو فروشگاه نمیدونم اصلا خودمم چی شد با یه دختره ای دوست شدم 😅
ولی خیلی افسردم چون تو عروسی دلم میخواست با یه دختره ای دوست بشم که کراشش جیمین بود ، حتی اسمشم نمیدونم اما دوست راشتم باهاش دوست بشم ، اخرش هم دوست نشدم و عروسی تموم شد 😭😭😭😭😭😭 فقط دست تکون دادم
ولی خیلی افسردم چون تو عروسی دلم میخواست با یه دختره ای دوست بشم که کراشش جیمین بود ، حتی اسمشم نمیدونم اما دوست راشتم باهاش دوست بشم ، اخرش هم دوست نشدم و عروسی تموم شد 😭😭😭😭😭😭 فقط دست تکون دادم
- ۲۰۵
- ۱۸ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط