ابرها رفته اند حالا خورشید یک پایش را

ابرها رفته اند ،حالا خورشید یک پایش را

ابرها رفته اند ،حالا خورشید یک پایش را
این طرف آسمان گذاشته یک‌ پایش را آن طرف .
نسیم راه گم کرده، سرگردان در حوالی پنجرهٔ باز
پرسه می زند و بوی تُرد خاک را به مشامم می کشاند .
انگار کسی دفتر دَستَک بی حوصلگی هایم بر می چیند
و کاسه کوزهٔ روزمرگی هایم را جمع می کند !
جریان به راه افتاده در رگ های خشکیده ام را
به خوبی حس می کنم و من ‌ناباورانه بی آنکه
حواسم باشد، کشیدن نَفس هایی که ترک شان
کرده بودم ، را از سر گرفته ام ...

📍مکان: #سوئیس
#طبیعتگردی #مناظررویایی #منظره_رویایی #طبیعت_جهان #حس_خوب #انگیزشی #جهانگردی #گردشگری #طبیعت_زیبا #مناظرزیبا #منظره_زیبا #حال_خوب #کلبه #رود #کلیپ_طبیعت #انرژی_مثبت
دیدگاه ها (۰)

یک روز صبح زمستانی سال نودوهفت نیروی‌های پاسگاه سعیدآباد شهر...

رمان عروس مرده: دور راهی ادامه بخش ده هومن گفت: می شه الان ف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط