{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

🌱هنگامی که امام حسین

🌱هنگامی که امام حسین
بر اثر زیادی جراحات،
ناتوان شد و
از پشت اسب بر زمین افتاد؛

❤️‍🩹اسب آن حضرت که
ذو الجناح نام داشت،
اطراف او می‌گشت و از
آن مظلوم دفاع میکرد
و شیهه می‌کشید
و همهمه میکرد.

‼️عمر سعد فریاد زد:
آن اسب را بگیرید و
نزد من بیاورید.
زیرا از بهترین اسب های رسول خداست.

⛔️ جمعی اسب را محاصره کردند،
اما هر کاری کردند نتوانستند بگیرند.
و عده ای هم زیرِ
دست و پای اسب
به هلاکت رسیدند.

عمر سعد گفت:
رهایش کنید ببینم چکار می‌کند.

🩶وقتی اسب احساس امنیت نمود،
کنار بدن پاره پاره امام،
خود را به خون مطهرِ
آن عزیز رنگین نمود.

🖤بدن آن حضرت را
استشمام میکرد و با
صدای بلند شیهه می‌کشید؛

طوری که صدای او
تمام بیابان را پر کرده بود...

🌻امام باقر(ع) می‌فرماید:
وای از ظلم! وای از ظلم!
از امتی که پسرِ
دختر پیامبرشان را کشتند!

📜بعضی نوشته اند،
در کنار خیمه،
آنقدر سر به زمین کوبید
تا مرد؛

📜بعضی دیگر نقل کرده‌اند،
که آن اسب وحشت زده
از نزد بانوان فرار کرد
و خود را به آب فرات
افکند و ناپدید شد...

کتاب سفينة‌النجاة
نوشته بانو ستوده‌نیا

📚معالی السبطین ج 2 ص 51
مقتل الحسین ص 346
بحار الانوار ص 206
مقتل خوارزمی ج 2 ص 37
لهوف ص 73
.
.
@fadiya.art

#محرم#عاشورا#امام_حسین#امام_زمان
دیدگاه ها (۰)

منتخبی از کتاب استاد سخن ....

بسم الله الرحمن الرحیمباید خود و اعمال‌مان را با ترازوی الهی...

سیره پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله

➖#امام_زمان علیه‌السّلام در کلام امام رضا علیه‌السّلام ...

➖#امام_زمان علیه‌السّلام در کلام امام رضا علیه‌السّلام ...

💠بعد از ظهور، اسرار توحید حتی از ظاهر سرورمان-عجل الله تعالی...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت اول :توجه به کثرت این گونه ...

خسف | قصه بیست و یکم: حضرت عباس (ع) (بخش اول)

☝️گوشه ای از عظمت جهان🌷هستی☝️بسم الله الرحمن الرحیم وَالسَّم...

خسف | قصه بیست و چهارم: عاشورا (بخش پایانی)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط