{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وه که با این عمرهای کوته بی اعتبار

وه که با این عمرهای کوته بی اعتبار
اینهمه غافل شدن از چون منی شیدا چرا

شور فرهادم بپرسش سر به زیر افکنده بود
ای لب شیرین جواب تلخ سربالا چرا

ای شب هجران که یک دم در تو چشم من نخفت
اینقدر با بخت خواب آلود من لالا چرا

آسمان چون جمع مشتاقان پریشان می کند
در شگفتم من نمی پاشد ز هم دنیا چرا

در خزان هجر گل ای بلبل طبع حزین
خامشی شرط وفاداری بود غوغا چرا

شهریارا بی حبیب خود نمی کردی سفر
این سفر راه قیامت میروی تنها چرا...

عمیق ترین قسمتــ تنهایی آدما
اونجاستــ که از خودشون
به خودشون پناه میبرن...💔

دلتنگی سفر تنهایی
دیدگاه ها (۱)

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟بی‌وفا حالا که من افتاده‌ام...

وه که با این عمرهای کوته بی اعتباراینهمه غافل شدن از چون منی...

وه که با این عمرهای کوته بی اعتباراینهمه غافل شدن از چون منی...

آمدی...

میخوام ی شعر معروف از شهریار براتون بزارم (حالا چرا)

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرابی وفا حالا که من افتاده ام ...

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرابی وفا حالا که من افتاده ام ...

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرابی وفا حالا که من افتاده ام ...

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرابی وفا حالا که من افتاده ام ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط