در میان همه‌ی آن دیگران

در میان همه‌ی آن دیگران،

در میان همه‌ی آن دیگران،
در میان این رودخانه‌ی تندِ مواج
که هزاران زن از آن در گذرند،
در جستجوی نشانی از توام؛
با گیسوان تافته و چشمانِ پرآزرم ِ گودافتاده‌ات،
با گام‌های سبکی که آهسته آهسته در دریا سفر می‌کنند.
به ناگهان
می‌اندیشم که می‌توانم ناخن‌هایت را دقیق‌تر به یاد آورم؛
ناخن‌هایی کشیده و ظریف؛ که انگار خواهرزاده‌ی گیلاس‌اند.
سپس
گیسوان‌ات از خاطرم می‌گذرند؛
و می‌اندیشم که تصویرت را دیده‌ام،
به سانِ آتشی عظیم که در دریا شعله‌ور است.
من بسیار گشتم،
اما هیچ‌کس طنین صدای تو را نداشت،
یا ملایم‌ات تو را
[همچون] یک روز سایه‌سار و خنک که از جنگل آوردی.
هیچ‌کس گوش‌های کوچک تو را ندارد.
تو خالص و کامل هستی؛
و همه چیزت تک است؛
و من با تو ادامه می‌دهم؛
و عاشقانه با تو شناور می‌شوم،
در رودی به پهنای می‌‎سی‌سی‌پی
به سوی دریای زنانگی...
@lovebandar
دیدگاه ها (۰)

رمان دختری که هیچکس انتخابش نمیکرد

#دلتنگی...کسی از من چه می داند، از این شب های دلتنگی؟چه می د...

در پی نشانی از توامنشانی سادهمیان این رود مواجکه هزاران زن ،...

✍🏿روزهایی‌ سخت‌تر در پیش است.زمان مهلت مانده، تباهی‌پذیر به ...

نجوای آسمان و زمین ...

- دعایت می کنم با این نگاه خسته، گاهی مهربان باشی به لبخندی...

آکو الیاسی

دعایت می کنم ، عاشق شوی روزیبفهمی زندگی ، بی عشق نازیباستدعا...

دعایت می کنم ، عاشق شوی روزیبفهمی زندگی ، بی عشق نازیباستدعا...

دعایت می کنم ، عاشق شوی روزیبفهمی زندگی ، بی عشق نازیباستدع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط