{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چنین کرم بی شرم صحرا نشین

چنین کرم بی شرم صحرا نشین
به سر داشت رویای  ایرانزمین

زمانی که لشکر به ایران رسید
خرد خانه ها را به آتش  کشید

هم اجدادمان در اسارت  گرفت
به خون نیاکان  طهارت  گرفت

وزان پس دگر عشق از یاد رفت
نکویی درین خانه  بر باد رفت

چنین بی خرد قوم صحرا نورد
به ما دین به شمشیر تحمیل کرد

چگونه شد این زندگی  پشت و رو
تفو بر تو ای دین تازی تفو

نه هریک ز ما زندگانی کند
چو تازی به ما حکمرانی کند

به هر کشور آزادی  ار  ماندنیست
به سرمایه ای  جز خرد بسته نیست

خرد جسم و روح و دل و جان تست
خرد مذهب و دین و ایمان تست

خرد هم پدر هم ترا مادر است
خرد در تو نیکوترین رهبر است

ترا فاش  رازی دهم  کم نظیر
به جان اندرون این سخن گوش گیر

وجودی به تاریخ  شد  جاودان
که اندیشه را داد چشم و زبان

نمیرم دگر تا قیامت دمی
که در جان مردم نشستم همی

فردوسی بزرگ


‌‎‎‌‎
دیدگاه ها (۴)

زمان رفت و زان آدم از چند رنگبه هر جای گردون نهادند چنگ خرد ...

هلا ای بزرگ خردمند راد/ درودم زجان بر روان تو باد خردمند دا...

جان و جهان چو روی تو در دو جهان کجا بودگر تو ستم کنی به جان ...

در این خاک زر خیز ایران زمین/نبودند جز مردمی پاک دین همه دین...

#رِفیقَمـ👭 #آجیمـ آیا تو کجا و ما کجائیم😪 تو زان که‌ای و ما...

خدا یا جهان پادشاهی توراست زما خدمت آید خدائی تو راستپناه بل...

خدایا جهان پادشاهی تو راستز ما خدمت آید خدائی تو راستپناه بل...

نخستین بار گفتش کز کجائی<بگفت از دار ملک آشنائیبگفت آنجا به ...

فیه ما فیه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط