{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

HATE TO LOVE¹⁴

HATE TO LOVE¹⁴
(ویو:رز)
+:این کار رو می‌کنیم....

دوتا مهره برداشتم.

مهره‌ی اسب رو روی مرز جنوبی گذاشتم،و
مهره‌ی گرگ رو روبه روش.

چند تا آدمک هم سرتاسر دو مهره.

همراه با اشاره به سمت مهره‌ی گرگ شروع کردم:

+:قصد فعلی قوم هپتال غارت هست.
نه تصرف ریواردشیر.

فرمانده کیوان:چرا؟
اونها که توان غارت رو دارند،پس چرا کاملا قصد گرفتن ریواردشیر را ندارند؟

کمی فکر کردم...

سوال خوبی پرسیده بود.

اما خود جواب مهم تر بود.

+:به خاطر دو مسئله.

نگاه همه سوالی شده بود.

فرمانده شهربراز:دو مسئله؟

سری کوتاه تکون دادم.

+:بله دو مسئله.
یکی که قوم هپتال حتما از این باخبر شده که ما درحال بستن اتحادی قوی با بکجه هستیم.

فرمانده کاوه:خب؟

چند مهره ی اضافه کنار مهره‌ای آدمک هایی آوردم،که نشان گر سرباز های ایرانی هستش.

+:این یعنی سربازانی بیشتر به ارتش اضافه شده،و قدرتمند تر از همیشه هستیم.

سری به نشانه ی فهمیدن تکون داد.

فرمانده بهمن‌زاده‌گان:و مسئله‌ی دوم؟

+:اوو...
توقع داشتم که این رو خودتون بدونید.

هر چهار نفر تقریبا همزمان ابرویی بالا انداختن.

آهی کوتاه کشیدم...

+:مسئله‌ی دوم اینه که قوم هپتال به خوبی می‌دونه ما تنها در تیسفون ارتش نداریم.
بلکه در تمام ایالت ها نظامی آموزش دیده و قوی داریم.
و تا بخواهند آن شهر رو به تصرف خودشون دربیارن،ما به آنجا رسیدیم و نابودنشون میکنیم.

چند لحظه‌ای به مهره ها و نقشه نگاه کردم...

+:البته نباید یه چیز رو هم انکار کنیم.
قوم هپتال ارتش قوی داره.
و ما باید بیشتر از همیشه حواس جمع و دقیق باشیم.

فرمانده کیوان:پس باید کمین بزاریم.

+:کمین همیشه هست،اون دقت و افراد هست که باید مورد توجه بیشتری قرار بگیرن.

فرمانده شهربراز:پس تا دیر نشده ارتش رو آماده می‌کنیم،که تا سپیده دم به ریواردشیر برسیم.

+:بله،پس این کار رو همینکه از اتاق بیرون رفتید همراه فرمانده کاوه انجام بدید.

هردو با احترام سری به معنای تایید تکون دادن.

فرمانده کیوان که جوان تر از همه بود پرسید:

فرمانده کیوان:اما شاهدخت...
پادشاهی بکجه برای وصلت اینجا اقامت دارند...
آیا به این معنی هست که شما همراه با ما حضور ندارید؟(لحنش نگران بود.)

تا پارت بعدی مراقب خودتون باشین 💖.

#بی‌تی‌اس#جونگکوک#آرمی#فیک#فن‌فیکشن#ازدواج‌اجباری
دیدگاه ها (۱)

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_14در ماشینو براش باز کردم خو...

چند پارتی جونگ کوک

★彡   Part 39 彡★ فکر کرد و بعد جواب داد: نمیدونمشونه ای بالا ...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part39کیمیا:اره اما من:ببین کیمیا این قضیه ما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط