{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حرمله : پدر را بزنم یا پسر را ؟

حرمله : پدر را بزنم یا پسر را ؟
گفت: پسر را بزن پدر خودش می افتد

گره‌های بزرگی که به دستان کوچک
علی‌ اصغر (ع) باز می‌شود

ای باب الحوائج کربلا
از ما دستگیری کن که درماندگانیم

السَّلامُ الطِّفلِ الرَّضیعِ الحُسَین🖤

✾࿐༅🍃🌸🍃༅࿐✾
دیدگاه ها (۰)

بامااطلاعات خودراافزایش دهید *تشکرازلایک و حضورتون*

قصه بیستم: تنوع یاران امام حسین (ع) (بخش پایانی)

#سلام_امام_زمانم🔹سلامی بی جواب از جانب مولا نمی ماندسلام مول...

خسف | قصه بیست و یکم: حضرت عباس (ع) (بخش اول)

قصه یازدهم: محمد بن ابیبکر

🌱🕊️💚 حرف دل با امام رضا(ع) 💚🕊️🌱🥹💔 گاهی دلمان فقط یک پناه می‌...

‍ 🌹اعوذبالله من الشیطان رجیم🌺☘🌼بِسْمِ ألله ألرحْمنِ ألرَحيمْ...

🌹اعوذبالله من الشیطان رجیم🌺☘🌼بِسْمِ ألله ألرحْمنِ ألرَحيمْأل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط