هبوط

هبوط.....

هبوط.....
مهمانِ عشق باید بود؛
و در عشق هر «امّاو اگری »
سایه‌ای‌ست
بر آفتابِ حضور.


گفتم ؟؟؟!!!!که شب‌رو است او
.......... از راهِ دیگر آید..........
دیدگاه ها (۵)

اے آفتاب روشن و اے سایه‌ے همایما را نگاهے از تو تمام‌ست اگر ...

غریبه‌ای‌ستکه شب را با سایه‌ی خودش قسمت می‌کندموهای بادخورده...

به مناسبت ۲۰۰ شب حضور در خیابان اینجوری باید جریان های تحریف...

۱.۴ کـا شدیم ۱۴۰۳ تا دلیل برای دلگرمی… 🤍مرسی که این راهِ پر ...

شب رسیدغم گرفت چهار سویمبیا ای دوست تو بنشین روبه‌رو ایمبیا ...

راه گم کرده و با رویی چو ماه آمده ایمگر ای شاهد گمراه به راه...

‌ ‌ تو نیستیو جهان با تمام دارایی‌هایش،اتاقی‌ست کاهگِلی!نه ر...

آقای - خوبی - هاسلام آقای مهربون ای خوشا روزا که ما معشوق را...

به خود گفتم از عمر رفته چه ماند؟دل خسته لرزید و گفتا : دریغب...

مگذار دل از غصه پریشان شود ای عشقکاشانه ام از هجر تو ویران ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط