shohre_share
shohre_share
دویدم در مسیری کوره راهی
چو دیدم پرتویِ نورِ الهی
بگفتم: بار الها تو کجایی؟
بگفتا: بندهام، خواهم رهایی
رهایی خواهم از هر قید و بندی
به دور هر غرورِ پست و رِندی
شِنو شور و نوای مجرمان را
ز ما بگذر خطای هر زمان را
ستایش بر تو ای آرام جانم
بجز تو نیست نامی بر زبانم
الهی بنده ای نا چیز هستم
به جام تو همیشه شاد و مستم
به درگاهت هماره سائلم من
گُلِ خیر العمل را قائلم من
به حق الناسِ خَلقت عالِمم کن
دلی بیکینه ای را دائمم کن
تویی پرودگار سار و گنجشک
به آهوی خُتن دادی تو آن مِشک
الهی کًَس اسیر غم نباشد
پناهش ده به پیچ و خم نباشد
بگفتم: شکر تو o دانا !
که هستی بر همه خَلقت توانre
دویدم در مسیری کوره راهی
چو دیدم پرتویِ نورِ الهی
بگفتم: بار الها تو کجایی؟
بگفتا: بندهام، خواهم رهایی
رهایی خواهم از هر قید و بندی
به دور هر غرورِ پست و رِندی
شِنو شور و نوای مجرمان را
ز ما بگذر خطای هر زمان را
ستایش بر تو ای آرام جانم
بجز تو نیست نامی بر زبانم
الهی بنده ای نا چیز هستم
به جام تو همیشه شاد و مستم
به درگاهت هماره سائلم من
گُلِ خیر العمل را قائلم من
به حق الناسِ خَلقت عالِمم کن
دلی بیکینه ای را دائمم کن
تویی پرودگار سار و گنجشک
به آهوی خُتن دادی تو آن مِشک
الهی کًَس اسیر غم نباشد
پناهش ده به پیچ و خم نباشد
بگفتم: شکر تو o دانا !
که هستی بر همه خَلقت توانre
- ۲.۱k
- ۱۱ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط