{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تاسیان:)

کاش من و تو...
دو جلد از یک رمان عاشقانه بودیم:)
تنگ در آغوش هم...
خوابیده در قفسه های کتابخانه ای روستایی؛
گاهی تو را،
گاهی مرا،
تنها به سبب...
تشدید دلتنگی هایمان،
به امانت می بردند.
دیدگاه ها (۰)

«درخواستی» رمان «عطر باران و لبخند تو»پارت ۴: گروه تحقیقمعلم...

یادم می آید،نگران بودم که تنهایم بگذاری،مرا در اغوش گرفتی و ...

🍂🖇گاهی چایی‌ام را با خیالتشیرین می‌کنم گاهی دست در دستِ خیال...

رها🍂 شب که می شودمی نشینم رو به روی آینه ی دلماز تو می گویما...

عجیب است…گاهی کسی را داری،اما دلت برایش تنگ می‌شود،برای حرف‌...

می‌دانم فاصله گاهی امتحان بزرگی‌ست، اما یاد تو، گرمای حضور ت...

عاشقانه های شبنم

حَیِّ علی العَزا... 🖤مادرِ دل‌شکسته‌ی من...مادرِ جوانِ من......

کاش می‌شد... از بوها، صداها، آغوش‌ها و جای خالی آدم‌ها عکس گ...

بعضی آدما حتی از دور هم عزیزترین جای قلبتندلت براشون تنگ می‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط