می‌دانم فاصله گاهی

می‌دانم فاصله گاهی

می‌دانم فاصله گاهی
امتحان بزرگی‌ست، اما یاد تو،
گرمای حضور تو و خاطراتت،
تنها پناهگاهی است که
این روزها دارم
کاش می‌شد فاصله را
مثل یک نامه مچاله کرد
و دور انداخت تا دوباره
به همان لحظه‌های ساده و بی‌دغدغه رسید…
کجا هستی؟ آن سوی تمام این کوچه‌ها و انتظارها، دلی برایت می‌تپد که هیچ‌وقت از دوست داشتنت خسته نشده است.


از دلتنگی ام برایت می نویسم:
دلم به عظمت باران برایت دلتنگی می‌کند
امروز عجیب بی تو میمیرم ...!
#عاشقانه
#amd_msn11
دیدگاه ها (۴)

😘❤️💔😘پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، ...

🌱پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، پیش ...

گاهی آدمنه از رفتنِ کسی شکایت دارد،نه از ماندنِ خاطره‌ای...ف...

می خواستم رو در رو باهات حرف بزنم خودت‌و گرفتی ازم.گفتم نشد ...

### **پارت چهارم: اعتراف زیر باران**نگاهت میان چشم‌های خیره ...

چند پارتیپارت۳ا.ت به سرعت درِ شیشه‌ایِ سوپرمارکت را قفل کرد ...

«سوگند عشق»²:partسه روز از آن شب گذشته بود.یوکوهاما دوباره ب...

رمان: آخرین رقص در قصر#𝗧𝗵𝗲_𝗟𝗮𝘀𝘁_𝗗𝗮𝗻𝗰𝗲_𝗶𝗻_𝘁𝗵𝗲_𝗣𝗮𝗹𝗮𝗰𝗲Part_1فصل...

سناریو : وسوسه ی دارچینی

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ⁵⁰. 𝑚𝑎𝑛𝑑𝑎𝑡𝑜𝑟𝑦 𝑠𝒉𝑎𝑟𝑒..𝓶𝓪𝓷𝓭𝓪𝓽𝓸𝓻𝔂 𝓼𝓱𝓪𝓻.برای چند ثانیه انگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط