{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اسمش سوهی بود.

اسمش سوهی بود.
پشت تصویر جنی قایم شد،
تا دنیا فقط وایبش رو ببینه.
۱۵۹۰ تا فالوور داشت.
یه روز گفت:
«اگه به ۱۶۰۰ برسیم، آخرین ویدیو رو میذارم و میرم.»
ولی قبلش، باباش سرطان گرفت.
و سوهی، بدون اینکه برسه به ۱۶۰۰، رفت.
تا کنار باباش باشه.
فالوورهاش، از ۱۵۹۰ به ۱۵۷۵ رسید.
ولی اونایی که موندن، در حالی گفتن:
«بیاید ۱۶۰۰ شیم، بعد بره...»
ولی سوهی، دیگه برنگشت.
چون باباش، مهم‌تر از هر عددی بود.

@celin.v.pop
اد استوری کنید ببینن‌ بچم بعد رفتن دیده بشه حداقل
دیدگاه ها (۲)

سفر به همراه یک کله زرد💛❤️🎀پارت اول " ماموریت بدبخت کننده از...

تجمعات مردم مبعوث شده میدان الغدیر تهران...

تجمعات مردم مبعوث شده میدان الغدیر تهران...

تجمعات مردم مبعوث شده میدان الغدیر تهران...

شادی ارواح طیبه علما و شهدا صلوات...

احمدآغاانتخابش توهوش مصنوعی ترکونده🤣🤣😅👌🏻

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ اَلسَّلامُ عَلَیکمْ یا...

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ اَلسَّلامُ عَلَیکمْ یا...

درد دل های یک زائر با آقای شهید ایران در رواق دارالذکر

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط