{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تهمتن به بند کمر برد چَنگ

تهمتن به بند کمر برد چَنگ
گزین کرد یک چوبه تیرِ خَدنگ

یکی تیرِ الماس، پیکان چو آب
نهاده بَر او چار پرّ عقاب

برو راستْ خم کرد و چپ کرد راست
خروش از خَم چرخِ چاچی بخاست

چو سوفارَش آمد به پهنای گوش
ز شاخ گوزنان برآمد خروش

بزد بَر بَر و سینه‌ی اشکبوس
سپهر آن زمان دست او داد بوس

کَشانی هم اندر زمان جان بداد
چنان شد که گفتی ز مادر نزاد

شاهنامه فردوسی
دیدگاه ها (۴)

برای پارت دوم‌فالو کن متن کامل :❤️به نام خداوند این سرزمینخب...

بخند بر همه عالم که جای خنده تو راستکه بنده قد و ابروی تست ه...

#شاهنامه #۴۰ #خوان دوم #یافتن چشمه آبهمینطور که به رفتن ادا...

در پی کار روی روایت داستان‌های شاهنامه در قالب شعر و آهنگ، ا...

چو اسکندر ان پادشاه جهان روان شد بر پای...

خوان ششم...رستم و اولاد به کوه اسپروز یعنی محلی که در آن دیو...

#_شاهنامه #قسمت‌ ۳۸ #خان اول  # جنگ رخش با شیر              ...

استاد عبدالعلی ادیب‌برومند: الا ای سخن‌سنج بیداربخت / که برد...

محتشم کاشانی » دیوان اشعار » ترکیب‌بندها باز این چه شورش است...

باز این چه شورش است که در خلق عالم استباز این چه نوحه و چه ع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط