{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلم می‌خواست تمام پروانه‌ها را مهمان دلت کنم،

دلم می‌خواست تمام پروانه‌ها را مهمان دلت کنم،
تا گل‌های لطیفِ مهر، عطرشان را
در دشت‌های اندوه‌بارِ فاصله بپراکنند.

آبیِ زیبای آسمان،
در پهنهٔ وسیعِ دریا،
تصویری از پیوندِ دل‌های ما باشد؛
چنان که هیچ موجی
نتواند مرزِ میانِ عشق‌مان را پیدا کند.

شالیزارهای رنگین،
رقصِ زیبای خود را
همراه با موسیقیِ دلربای نسیم
برایمان به تماشا بگذارند،

و عشق،
با آغوشی گشوده،
راه را برای جاودانه‌شدن
در دستانِ ما هموار کند؛

آن‌قدر که هر صبح،
جهان
از تماشای عشقِ ما شعر شود ...❤️
دیدگاه ها (۰)

عالم پرجاذبة‌ ملك‌ همچون‌ بوستان‌ دل‌انگيزي ‌است‌ كه‌ سرشار ...

این بوی خوش کدام بهار است که پیچیده در گستره خاک؟نسیم، پیراه...

چشم هایت را ببندبر ارابه خیالت سوار شوو اسب سپید رویایت را ب...

چشم هایت را ببندبر ارابه خیالت سوار شو و اسب سپید رویایت را ...

رقص باله

تو دراین جهان زنده ای، وقتی عمیق می خندیومردمی که در تاریکی ...

مهناز الله وردی میگونی

قربان ولیئی شاعر صحنه‌ای

هر روز یک خطبه ✿✿✿✿خطبه164 خطبه اى از آن حضرت (ع ) در آن ب...

غریب این زمین خاکی ام، تنها نمی مانیتو آیا دیده ای وقتی خطای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط