بگو به عقربه ی دل گرفته خورشيد که چند روز دگر آفتاب خواهد شد
ز جور و کینه و ظلم فلک فریاد یا مهدی
بیا مولا که شد کاخ ریا آباد یا مهدی
چه گویم منجیا بر دل هزاران درد سنگین است
بگویم درد دل با تو که بر آلام تسکین است
عمل مرده است در دنیا فقط سجاده رنگین است
به من روزی جوانی گفت آخر این چه آئین است
به دورم از مسلمانی اگر اسلامتان این است
گروهی ظاهرا شیعه به جشن عید شعبانند
به ظاهر عاشق حیدر به باطن شمر و عثمانند
مثال کوفیان اندر کمین راه مهمانند
به نام نیمه شعبان منافق ها چه خندانند
به ظاهر شیعه اند آن ها مترسک های شیطانند
خجالت می کشم زین حرف اما با دلی مضطر
بگویم امر بر معروف گردد نهی از منکر
بیا مولا که شد کاخ ریا آباد یا مهدی
چه گویم منجیا بر دل هزاران درد سنگین است
بگویم درد دل با تو که بر آلام تسکین است
عمل مرده است در دنیا فقط سجاده رنگین است
به من روزی جوانی گفت آخر این چه آئین است
به دورم از مسلمانی اگر اسلامتان این است
گروهی ظاهرا شیعه به جشن عید شعبانند
به ظاهر عاشق حیدر به باطن شمر و عثمانند
مثال کوفیان اندر کمین راه مهمانند
به نام نیمه شعبان منافق ها چه خندانند
به ظاهر شیعه اند آن ها مترسک های شیطانند
خجالت می کشم زین حرف اما با دلی مضطر
بگویم امر بر معروف گردد نهی از منکر
- ۳.۹k
- ۰۹ خرداد ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط