{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جمعه ها را همه از بس که شمردم بی تو

جمعه ها را همه از بس که شمردم بی تو
بغض خود را وسط سینه فشردم بی تو

بسکه هر جمعه غروب آمد و دلگیرم کرد
دل به دریای غم و غصه سپردم بی تو

تا به اینجا که به درد تو نخوردم آقا
هیچ وقت از ته دل غصه نخوردم بی تو

چاره ای کن، گره افتاده به کار دل من
راهی از کار دلم پیش نبردم بی تو

سالها می شود از خویش سؤالی دارم
من اگر منتظرم از چه نمردم بی تو
دیدگاه ها (۴)

خسف | قصه بیست و چهارم: عاشورا (بخش پایانی)

جمعه ها را همه از بس که شمردم بی توبغض خود را وسط سینه فشردم...

جمعه‌ها را همه از بس که شمردم بی توبغض خود را وسط سینه فشردم...

جمعه ها را همه از بس که شمردم بی توبغض خود را وسط سینه فشردم...

جمعه ها را همه از بس که شمردم بی توبغض خود را وسط سینه فشردم...

#جمعه_دلتنگی❤️امام زمانمجمعه ها را همه از بس که شمردم بی توب...

جمعه ها را همه از بس که شمردم بی توبغض خود را وسط سینه فشردم...

دلنوشته در غروب جمعه با امام زمان – غروب هایی که بدون تو میم...

جمعه ها را همه از بس که شمردم بی توبغض خود را وسط سینه فشردم...

جمعه ها را همه از بس که شمردم بی توبغض خود را وسط سینه فشردم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط