کنار من بود و با دلم کنار نیامد
قرار من شده بود و سر قرار نیامد
چه خلسههای محالی که اتفاق نیفتاد
چه بغضهای غریبی که در شمار نیامد
چه شد که کار پلنگی به زلف ماه گره خورد؟
چه شد که آهوی چشمش به بیشهزار نیامد
به عقل سر نسپردم هزار شکر اگر که
برای داشتنش، عشق اثرگذار نیامد
بر این نهال که آزرده بود از غم تقویم
خزان گذشت ولی شوق نوبهار نیامد
.
.
دل صبور مرا پیش چشم خویش نگه دار
اگر شکستیاش اینک، اگر به کار نیامد
حامد رحمانی حسینی
#حامد_رحمانی_حسینی
#انجمن_ادبی_آغاز
#شعرخراسان
#شعرجوان
#شعرخوانی
کنار من بود و با دلم کنار نیامد
قرار من شده بود و سر قرار نیامد
چه خلسههای محالی که اتفاق نیفتاد
چه بغضهای غریبی که در شمار نیامد
چه شد که کار پلنگی به زلف ماه گره خورد؟
چه شد که آهوی چشمش به بیشهزار نیامد
به عقل سر نسپردم هزار شکر اگر که
برای داشتنش، عشق اثرگذار نیامد
بر این نهال که آزرده بود از غم تقویم
خزان گذشت ولی شوق نوبهار نیامد
.
.
دل صبور مرا پیش چشم خویش نگه دار
اگر شکستیاش اینک، اگر به کار نیامد
حامد رحمانی حسینی
#حامد_رحمانی_حسینی
#انجمن_ادبی_آغاز
#شعرخراسان
#شعرجوان
#شعرخوانی
- ۳۸۷
- ۰۴ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط