#شعرجوان
#شعرخراسان
#شعرخوانی
#انجمن_ادبی_آغاز
#انجمن ادبی آغاز
#ارغوان_محسن_زاده
حرف بی حاصلم شنیدن داشتگریه غافلم شنیدن داشتشعر هایم اگر چه ...
لبخند مزن بی سر و سامان شدنم راابرم که خدا خواسته باران شدن...
ماه در پیش صورت تو مهیکوه در پیش شوکت تو کهی ترمه ترمه خمیده...
کنار من بود و با دلم کنار نیامدقرار من شده بود و سر قرار نی...
تمام قافیه بودی، منم که باختمتتو سرزمین خودم بودهای که تاخت...
سراغم را بگیر از اشک های داغ بی ریشهسراغم را بگیر از خون خشک...
من و تنهایی و دلتنگی و چشمی که تر میشد به رویت چشم میبستم؛...
سلام حضرت باران اگر چه غم دارمبرای از تو سرودن ولی قلم دارم ...
چشمهای در حوالی دل ماستگریهی ما زلالی دل ماست میشناسیمش ا...
تمام عمر کسی جز مرا عصا نشناخت به اژدها که بدل شد دگر مرا نش...
«تکیه دادم به واژگونه شدنتا غمی دیگر اختیار کنمقفس دیگری اگر...
شتابناک گذشتی، چرا شتاب نکردم چگونه روی گذشتِ زمان حساب نکر...
درون خانه ندارم رفیق! تاب خودم را مگر شبی بکشم کنج یک خرابه ...
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط
{{#video_url}}
{{/video_url}}
{{ seo.summary }}
خانه
سوالات متداول
درباره ما
قوانین