{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چه صفایی داره سرت روی پای اباعبدالله و بدنت پر از تیر و شمشیر برای خدای حسین

شب پنج #محرم بنام ۳ تن از #شهدای واقعه #کربلا است.

#حبیب‌بن‌مظاهر؛ ایشان یکی از بهترین یاران حضرت علی(ع)، امام حسن مجتبی(ع) و امام حسین(ع) بوده است که در شهر کوفه متولد شده بود و برای دفاع از دین اسلام رهسپار میدان جنگ شد. وی که یکی از افراد مسن در واقعه کربلا بود.حافظ کل قرآن کریم و یکی از باسوادترین انسانها در دوره خویش بوده است. در سن ۷۵ سالگی و در ظهر روز عاشورا توسط سربازان عمرسعد به شهادت، آرزوی دیرینه‌اش رسید.

#زهیربن‌قین که یکی از شجاع ترین مردان کوفه بود در مناسبت شب پنجم محرم جای گرفته اند. زهیر که از دیدن امام حسین (ع) هراس داشت و پس از وارد شدن به خیمه امام تصمیم گرفت از همه هستی خود در برابر دین اسلام بگذرد و به یکی از مهمترین فرماندهان سپاه حضرت حسین‌بن‌علی(ع) تبدیل شد. هنگامی که زهیر بر زمین افتاد، امام حسین (ع) به وی گفت: «خداوند تو را از رحمت خود دور نگرداند و قاتل تو را لعنت کند، به مانند کسانی که ملعون گشتند و به صورت بوزینه و خوک مسخ شدند.» 


حضرت #عبدالله پسر امام حسن(ع) در سن ۸ سالگی و در آخرین لحظات عمر خویش برای دفاع از عمویش امام حسین(ع)، دستش را جلوی صورت عموی خویش گرفت تا شمشیر به صورت مبارک امام برخورد نکند و در همان لحظه با ضربه شمشیر ابجربن‌کعب که قصد کشتن امام حسین(ع) را داشت دست حضرت عبدالله‌بن‌حسن قطع شد. سپس در حالی که در آغوش عموی خویش حضرت حسین‌بن‌علی(ع) قرار داشت، با تیر کمان حرمله‌بن‌کاهل‌اسدی به شهادت رسید و در آغوش سید و سالار شهیدان جان خود را در راه اسلام فدا کرد.
دیدگاه ها (۹)

شهادت پیامبر بزرگ اسلام، حضرت ختمی مرتبت، سید المرسلین محمد ...

شهادت پیامبر بزرگ اسلام، حضرت ختمی مرتبت، سید المرسلین محمد ...

سلام خدا بر مجاهد فی سبیل الله السید عبدالملک بدرالدین الحسن...

قصه هفدهم: مسلم بن عقیل (بخش اول)

#حدیث🔹یکی از اهالی ری خدمت امام هادی(ع) مشرف شد؛ حضرت پرسید:...

قصه نوزدهم: یاران امام حسین (ع) (بخش اول)

حـافـظ مـرز و بـوم📌 آنچه این نظام را حفظ كرد، همان اعتقاد ب...

قصه سیزدهم: امام حسن مجتبی (ع) بخش دوم

قصه سیزدهم: امام حسن مجتبی (ع)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط