زِ جهل و کینه ی جمعی که دوزخی بودند بهشت سوخت، گل افتاد غنچه پر پر شد
حبیب بن مظاهر موقع اذان ظهر شهید شد، چون که نوشتهاند امام خطاب به اصحاب گفت یکی برود با عمر سعد مذاکره بکند و بخواهد برای نماز ظهر جنگ را متوقف کنیم.
یکی از لشکر کوفه صدا زد: «نماز شما قبول نمیشود.» حبیب به او گفت: «ای حمار! فکر میکنی نماز شما قبول میشود و نماز پسر پیامبر(ص) قبول نمیشود؟» و به جنگ او رفت اما از سپاه کوفی به کمکش آمدند و حبیب شهید شد.
امام از شهادت حبیب متاثر شد و برای نخستین بار در روز عاشورا گریست؛ رو به آسمان کرد و گفت: «خدایا رفتن جان خودم و دوستانم را به حساب و خشنودی تو میگذارم.»
امام نماز را شکسته و به قاعده «نماز خوف» خواند. گروهی از اصحاب به امام اقتدا کردند و بقیه به جنگ پرداختند.
زهیر و سعیدبن عبدالله حنفی خودشان را سپر امام کردند. نوشته اند سعید بن عبدالله ۱۳ تیر و نیزه خورد و به شهادت رسید. در آخرین نفس از امام پرسید: «آیا وفا کردم؟»
_نمــاز مـن شهـــادت //قیام من حسین است
همـه عـــالــم بـدانند//امام من حسین است
_الهی به حسین، آن حسینی که ز تن پیرهنش را بردند بر سر نیزه سر بی بدنش را بردند بر ما دردمندان و دغدغه مندان دینت منت بگذار و بحق اسارت جانسوز حضرت زینب کبری سلام الله ظهور امام و منجی مان را برسان!الهی آمین
_الهی به حسین، آن حسینی که ز تن پیرهنش را بردند بر سر نیزه سر بی بدنش را بردند بر ما دردمندان و دغدغه مندان دینت منت بگذار و بحق اسارت جانسوز حضرت زینب کبری سلام الله ظهور امام و منجی مان را برسان!الهی آمین
_الهی به حسین، آن حسینی که ز تن پیرهنش را بردند بر سر نیزه سر بی بدنش را بردند بر ما دردمندان و دغدغه مندان دینت منت بگذار و بحق اسارت جانسوز حضرت زینب کبری سلام الله ظهور امام و منجی مان را برسان!الهی آمین
_نثار روح تمامی شهدای الهی صلوات محمدی
یکی از لشکر کوفه صدا زد: «نماز شما قبول نمیشود.» حبیب به او گفت: «ای حمار! فکر میکنی نماز شما قبول میشود و نماز پسر پیامبر(ص) قبول نمیشود؟» و به جنگ او رفت اما از سپاه کوفی به کمکش آمدند و حبیب شهید شد.
امام از شهادت حبیب متاثر شد و برای نخستین بار در روز عاشورا گریست؛ رو به آسمان کرد و گفت: «خدایا رفتن جان خودم و دوستانم را به حساب و خشنودی تو میگذارم.»
امام نماز را شکسته و به قاعده «نماز خوف» خواند. گروهی از اصحاب به امام اقتدا کردند و بقیه به جنگ پرداختند.
زهیر و سعیدبن عبدالله حنفی خودشان را سپر امام کردند. نوشته اند سعید بن عبدالله ۱۳ تیر و نیزه خورد و به شهادت رسید. در آخرین نفس از امام پرسید: «آیا وفا کردم؟»
_نمــاز مـن شهـــادت //قیام من حسین است
همـه عـــالــم بـدانند//امام من حسین است
_الهی به حسین، آن حسینی که ز تن پیرهنش را بردند بر سر نیزه سر بی بدنش را بردند بر ما دردمندان و دغدغه مندان دینت منت بگذار و بحق اسارت جانسوز حضرت زینب کبری سلام الله ظهور امام و منجی مان را برسان!الهی آمین
_الهی به حسین، آن حسینی که ز تن پیرهنش را بردند بر سر نیزه سر بی بدنش را بردند بر ما دردمندان و دغدغه مندان دینت منت بگذار و بحق اسارت جانسوز حضرت زینب کبری سلام الله ظهور امام و منجی مان را برسان!الهی آمین
_الهی به حسین، آن حسینی که ز تن پیرهنش را بردند بر سر نیزه سر بی بدنش را بردند بر ما دردمندان و دغدغه مندان دینت منت بگذار و بحق اسارت جانسوز حضرت زینب کبری سلام الله ظهور امام و منجی مان را برسان!الهی آمین
_نثار روح تمامی شهدای الهی صلوات محمدی
- ۵.۵k
- ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
خودت را به من نشان بده، ای بی نشانه ترین! روا مدار که زینب علیهاالسلام با این پای پر آبله و قامت خمیده، در میان کشته های نینوا بچرخد و زمین بخورد و تو را نیابد!
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط