{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سزاست از غم هجرت نحیف و پیر شوم

غروب های غم انگیز می رود بی تو
شده است حال دل من چقدر بد بی تو

بپرس حال مرا از سفیدی مویم
که تار موی سفیدم جوانه زد بی تو

سزاست از غم هجرت نحیف و پیر شوم
اجل به پشت سرم سخت می دود بی تو

بیا کنار هم آقا به کربلا برویم
کبوتر دل تنگم نمی پرد بی تو

_ای خـداونـد بــه زخـم تـن عـــریان حسین، به تن غرقِ به خون و لب عطشان حسین ، بـه فــــداکــــاری و ایثــــار جــوانان حسین، بــه نمــــاز سحــــر و نغـمـــۀ قـرآن حسین، بر ما دردمندان دینت منت بگذار و باقی مانده ی غیبت امام دوازدهم مان را بر ما ببخش و الساعه ظهور امام و منجی مان احیاگر دین ات و دستان قهر و عقوبت خائنان را برسان!الهی آمین
دیدگاه ها (۱)

قصه نوزدهم: یاران امام حسین (ع) (بخش اول)

چشمم بود به راه تو، اشکم به رخ روان   عجـل علـی ظهورک یا صاحب‌ الزمان

گریه کردم بس که از داغ تو بیمارم حسین(ع) تار می بیند دو چشم گریانم حسین(ع)

ای بهترین بهانه خلقت ظهور کن!

مجنونِ حسین را چه هراس از سخنِ خلق!

یهو به خودت میای و از وقیحان رودرروی امام زمان عج الله هستی!

خودت را به من نشان بده، ای بی‏ نشانه‏ ترین! روا مدار که زینب علیهاالسلام با این پای پر آبله و قامت خمیده، در میان کشته‏ های نینوا بچرخد و زمین بخورد و تو را نیابد!

زِ جهل و کینه ی جمعی که دوزخی بودند بهشت سوخت، گل افتاد غنچه پر پر شد

اینجا به دل سپردن من گیر داده اندمشتی اجل به بردن من گیر داد...

اینجــا به دل سپردن من گیر داده اندمشتی اجل به بردن من گیر د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط