خدایا!چه یافت انکه تورا گم کرد و چه گم کرد،انکه تو را یافت؟!
بسم رب عاشقانی که عشق به معبود را سرلوحه حیات خود،کردند
خدایا،چه یافت انکه تورا گم کرد و چه گم کرد،انکه تو را یافت؟!
گاهی دوستانم از من میپرسند:چرا نماز میخوانی؟ من در جواب میگویم:((نماز،بشارت دهنده ی بندگی من،است.من با نماز خواندن،بشارت میدهم که بنده ی معشوق اسمانی ام هستم.))
نماز،ستون دین و هم مانند طنابی به سوی معبودم،خدای عزوجل،است.من در نماز، با خدایم،گفت و گو،میکنم.هنگام نماز خواندن،وجودم را ارامشی از جنس ارامش الهی،فرا می گیرد
راستش را بخواهی،من،هنگامی که قامت به نماز می بندم،از خود،بیخود میشوم.گویی روح از بدنم،جدا میشود و دوبال همچون فرشته،درمی اورم و به سوی هفت آسمان،به پرواز درمی آیم.
نماز،راهی است بین مخلوق و معبود.با نماز،ما ثابت میکنیم که اشرف مخلوقات آن معشوق اسمانی هستیم.خدایا!من از تو خوشبخترم؛زیرا من،تو را دارم و تو،خود را نداری.من کسی را دارم که عاشقانه میپرستم و تو کسی را نداری که اینگونه تو را،عاشقانه بپرستد.و این از بی وفایی مخلوقاتت است.
رِیحانَـةُ الحُسَین
خدایا،چه یافت انکه تورا گم کرد و چه گم کرد،انکه تو را یافت؟!
گاهی دوستانم از من میپرسند:چرا نماز میخوانی؟ من در جواب میگویم:((نماز،بشارت دهنده ی بندگی من،است.من با نماز خواندن،بشارت میدهم که بنده ی معشوق اسمانی ام هستم.))
نماز،ستون دین و هم مانند طنابی به سوی معبودم،خدای عزوجل،است.من در نماز، با خدایم،گفت و گو،میکنم.هنگام نماز خواندن،وجودم را ارامشی از جنس ارامش الهی،فرا می گیرد
راستش را بخواهی،من،هنگامی که قامت به نماز می بندم،از خود،بیخود میشوم.گویی روح از بدنم،جدا میشود و دوبال همچون فرشته،درمی اورم و به سوی هفت آسمان،به پرواز درمی آیم.
نماز،راهی است بین مخلوق و معبود.با نماز،ما ثابت میکنیم که اشرف مخلوقات آن معشوق اسمانی هستیم.خدایا!من از تو خوشبخترم؛زیرا من،تو را دارم و تو،خود را نداری.من کسی را دارم که عاشقانه میپرستم و تو کسی را نداری که اینگونه تو را،عاشقانه بپرستد.و این از بی وفایی مخلوقاتت است.
رِیحانَـةُ الحُسَین
- ۳.۱k
- ۱۷ بهمن ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط