{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#بر تن خورشید می پیچد به ناز

#بر تن خورشید می پیچد به ناز
چادر نیلوفری رنگ غروب
تک درختی خشک در پهنای دشت
تشنه می ماند در این تنگ غروب
از کبود آسمان های
روشنی
می گریزد جانب آفاق دور
در افق بر لاله سرخ شفق
می چکد از ابرها باران نور
می گشاید دود شب آغوش خویش
زندگی را تنگ می گیرد به بر
باد وحشی می دود در کوچه ها
تیرگی سر می شکد از بام و در
شهر می خوابد به لالای سکوت
اختران نجوا کنان بر بام شب
نرم نرمک
باده مهتاب را
ماه می ریزد درون جام شب
نیمه شب ابری به پهنای سپهر
می رسد از راه و می تازد به ماه
جغد می خندد به روی کاج پیر
شاعری می ماند و شامی سیاه
در دل تاریک این شب های سرد
ای امید نا امیدی های من
برق چشمان تو همچون آفتاب
می درخشد بر رخ فردای من
«فریدون مشیری»
دیدگاه ها (۲)

زنده یاد فریدون مشیریبر تن خورشید می‌پیچد به نازچادر نیلوفری...

برتن خورشید می‌پیچد به ناز، چادر نیلوفری رنگ غروب.تک‌‌ درختی...

بر تن خورشید می پیچد به ناز چادر    نیلوفری    رنگ    غروب ت...

شهر میخوابد به لالای سکوتاختران نجوا کنان بر بام شبنرم نرمک ...

شهر می خوابد به لالایی سکوت، اختران نجوا کنان بر بام شبنرم ن...

.شهر می خوابد به لالایی سکوت، اختران نجوا کنان بر بام شبنرم ...

شهر می خوابد به لالایی سکوت، اختران نجوا کنان بر بام شبنرم ن...

‌‌شهر می خوابد به لالایی سکوت، اختران نجوا کنان بر بام شبنرم...

نیمه شب ابری به پهنای سپهر، می رسد از راه و می تازد به ماهجغ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط