{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

غزلیات صائب تبریزی

شب نه آه سرد را دل عرش پیما کرده بود

آسمان از صبح محشر دفتری وا کرده بود

جان چه می‌دانست از دنیا چه‌ها خواهد کشید

خاکبازیهای طفلان را تماشا کرده بود

لنگر تمکین کوه غم به فریادم رسید

ورنه بیتابی مرا در عشق رسوا کرده بود

از دل شیرین خیالی داشت در مد نظر

کوهکن در بیستون شغلی که پیدا کرده بود

از نگاه عجز شد چون طوق زیب گردنم

تیغ او دستی که بهر قتل بالا کرده بود

از جوانمردی سراسر باده گلرنگ کرد

عشق هر خونی که در جام زلیخا کرده بود

رشته جان با دل آزاده من می‌کند

آنچه سوزن با گریبان مسیحا کرده بود

از شکرخند صدف شد خام، ورنه پیش ازین

ابر ما عادت به روی تلخ دریا کرده بود

آتشین رویی که شمع مجلس ما بود دوش

حلقه بیرون در را چشم بینا کرده بود

عمرها شد در لباس لاله بیرون می‌دهد

اشک مجنون آنچه با دامان صحرا کرده بود

جان چه خونها خورد تا از صفحه دل پاک کرد

نقطه سهوی که نامش را سویدا کرده بود

دید تا آن سرو سیم اندام را، بر دل گذاشت

شاخ گل دستی که بهر رقص بالا کرده بود

حسن بازیگوش او صائب نشان تیر کرد

دل به خون دیده مکتوبی که انشا کرده بود

#غزلیات
#صائب_تبریزی
#سکوت
دیدگاه ها (۰)

اینو نوشتم اما نه شبیه چیزی که خواسته شده یه سناریو عاشقانه...

نمیبخشمت p.23

نشانم پیش تیرش، کاش تیرش بر نشان آیدکه پیشم، از پیِ تیرِ خود...

مشاعره(مشاجره) بسیار زیبا و خواندنی.حافظ شیرازی:اگر آن ترک ش...

مشاعره(مشاجره)بسیار زیبا وخواندنیحافظ شیرازی:اگر آن ترک شیرا...

 مشاعره (مشاجره) جالب و خواندنی چند شاعر:حافظ شیرازی:اگر آ...

♡مشاعره (مشاجره) جالب و خواندنی چند شاعر:♥حافظ شیرازی:اگر آن...

✍ این متن رو بخوانید و لذّت ببرید(حافظ شیرازی)اگر آن ترک شی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط