عاشقانه های شبنم
شاید معجزه ای رخ دهد و ....
این پاییز ، پاییزی دیگر باشد
خنکی هوایش،
بر تن بنشیند
باران های رگباری گاه به گاهش
از هر ترانه ای آشناتر ...و
باران بوسه باشد
یا
مثلاً عطری،
در مسیر باد
غافلگیر ام کند؛
یا کسی
آهسته اوازم دهد:
از پشت پرچینی خیالی
محبوبم!
بی تو
من دیگر من نیستم
هیچ رنگی
صدایی
فصلی
جذاب نیست،
آدمی سوت و کور؛
مانده میان انبوهی از دلتنگی ، حسرت، وووخاطره ی دور
انگار پیش از هزاره های هستی.
این پاییز ، پاییزی دیگر باشد
خنکی هوایش،
بر تن بنشیند
باران های رگباری گاه به گاهش
از هر ترانه ای آشناتر ...و
باران بوسه باشد
یا
مثلاً عطری،
در مسیر باد
غافلگیر ام کند؛
یا کسی
آهسته اوازم دهد:
از پشت پرچینی خیالی
محبوبم!
بی تو
من دیگر من نیستم
هیچ رنگی
صدایی
فصلی
جذاب نیست،
آدمی سوت و کور؛
مانده میان انبوهی از دلتنگی ، حسرت، وووخاطره ی دور
انگار پیش از هزاره های هستی.
- ۹۶۲
- ۱۵ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط