شاهزاده

شاهزاده

پارت3
هه یانگ: خوزدم به ینفر سرمو که یکمی ماساژ دادم برگشتم گفتم نمیخوای ی عذر خواهی بکنی
ته: تو الان لا من بود و برگشتم دیدم تو خیلی بهم نزدیکه نه اوندهمون دختره نیست که مافیا برادرشوکشت
ویو به شب
رفتم تو اون زیر زمین که با دیدن وسایل رو ی میز چشام از حدقه در اومد که ی صدایی از پشتم شنیدم رفتم سریع قایم سدم که ی مرد بلند هیکل اومد سمت من
ناشناس: من میدونم فضولیت گل کرده پاشو
هه یانگ: پاسدم خودمو تکوندم و انگست اشاره مو به سمت مرده بردم
تو... تو کی هستی
ناشناس: من مافیااااام ها ها ها
که یهو شاهزاده اومد تو
ته: عه عه عه ته یانگ خواهرتو نترسون
هه یانگ: وات د ف*ک خواهر.... صبرکن نگو که تو
ته یانگ: سوپرایز من زندم همشم بخاطر ته
فلش بک
داشتم با ماشین به سکت قصر میرفتیم که دیدم ینفر نشسته و حال چندان خوبی نداره
تهیونگ: ماشین رو نگه دار
اومدم پایین و با دو رفتم سمتش همون پسره بود که مافیا چاقو فرو کرد تو شکمش
و سریع بردمش بیمارستان
فلش بک حال
ته یانگ: اهااااان
پرش زمانی به 3 سال بعد
☆3سال بعد چه اتفاقی قراره بیوفته
☆ایا موضوع کشته نشدن برادر هه یانگ موصوع خوسحال کننده یا ناراحت کننده ایت
جواب این سوالات را در پارت بعد میفهمید
حمایت کن کیوتیـــ♡♡
دیدگاه ها (۱)

~•~•پیوند اجباری : قسمت سوم ~•~•+ سلاممم _ سرت تو کلام+ عه! ...

چند پارتـــــــــــــــ🖤ـــــــــــوقتی باهات بد حرف میزنهــ...

مافیای من

سلام کیوتا! میخوام ی رمان کوتاه بنویسم. فقط ی چند پارتیه ک...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۱۰۴جونگکوک سردرگم بر...

مرد من ۴

فیک تهیونگ مافیایی اص*مات

رمان خبره ممنوعه پارت پنجم 5

bts

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۹۴خشمش فروکش کرد و ل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط