آیا به راستی شیعه هستیم؟
آیا به راستی شیعه هستیم؟
سخنی تحت عنوان مذکور از امام خمینی از تلویزیون پخش شد که بس عبرتآموز و تکاندهنده بود. این سخن که در آخرین ایام حیات آن بزرگوار بر زبان آمد، دالّ بر یک هشدار به کل مردم و خاصه داعیان انقلاب و ایمان بود. «شیعه» به لحاظ لغت یعنی پیرو، منتهی نه هر نوع پیروی، بلکه یک پیروی ویژه؛ وگرنه همهی آحاد بشرى غریزتاً مشغول تقلید از همدیگر و از سران کفر یا ایمان خود هستند ولی شیعه نامیده نمیشوند: «خلق را تقلیدشان بر باد داد». لذا این پیروی مقلدانه که ذاتی بخیلانه و کافرانه دارد به حساب شیعهگری نمیآید. شیعه یعنی پیروی مردانه و قلبی و با شوق از اولیا و عرفا و امامان. این همان مکتب علی (ع) است. تشیع به عنوان قلب اسلام به معنای ارادت قلبی و عرفانی (و نه کورکورانه از یک انسان مؤمن و عارف بهمثابه امام است در درجات. و لذا هر کسی بسته به درجهی ایمان و معرفت خود دارای امام خاص خود میباشد؛ همانطور که در واقعهی غدیر خم که دانشگاه تشیع است، علی با محمد بیعت کرد و شیعهی او شد و سلمان هم با على، و کمیل و عمار و مقداد هم با سلمان و... . و این یک جریان واحد است، درست مثل سلسلهمراتب آموزش در کلاسهای درس مدارس که هر گروهی معلم خاص خود را دارند. پس تشیع مکتب عشق مبتنی بر ایمان و معرفت است. حال به قول امام خمینی آیا بهراستی شیعه هستیم؟
این را نیز بدانیم که پیروی از رساله های عملیه و مراجع هم لزوماً نمیتواند به معنای تشیع و ارادت باشد. حداکثر میتواند مثل پیچیدن نسخهی یک پزشک باشد و نه بیشتر. تازه اگر پیروی صادقانه و کامل باشد که آنهم نیست. پیروی گزینشی، آنهم از روی کتاب، دالّ بر شیعهگری نیست. در واقع کسی که یک مؤمن با معرفت دیگری را قلباً و عملاً اطاعت میکند، شیعهی على (ع) است. پیروی از آداب و راه و روش خود على (ع) به لحاظ روایات تاریخی نیز تشیع نیست، بلکه پیروی از امام زنده؛ همانطور که علی (ع) هم مؤمنان را از تقلید خودش منع مینماید.
عنوان : دائرة المعارف عرفانی جلد سوم
Theosophical encyclopedia
مؤلف : استاد علی اکبر خانجانی
تاریخ تألیف : ۱۳۸۴-۱۳۸۶
فصل سوّم فلسفه هرمنوتیک(اسرار واژه ها)خودشناسی کلامی
سخنی تحت عنوان مذکور از امام خمینی از تلویزیون پخش شد که بس عبرتآموز و تکاندهنده بود. این سخن که در آخرین ایام حیات آن بزرگوار بر زبان آمد، دالّ بر یک هشدار به کل مردم و خاصه داعیان انقلاب و ایمان بود. «شیعه» به لحاظ لغت یعنی پیرو، منتهی نه هر نوع پیروی، بلکه یک پیروی ویژه؛ وگرنه همهی آحاد بشرى غریزتاً مشغول تقلید از همدیگر و از سران کفر یا ایمان خود هستند ولی شیعه نامیده نمیشوند: «خلق را تقلیدشان بر باد داد». لذا این پیروی مقلدانه که ذاتی بخیلانه و کافرانه دارد به حساب شیعهگری نمیآید. شیعه یعنی پیروی مردانه و قلبی و با شوق از اولیا و عرفا و امامان. این همان مکتب علی (ع) است. تشیع به عنوان قلب اسلام به معنای ارادت قلبی و عرفانی (و نه کورکورانه از یک انسان مؤمن و عارف بهمثابه امام است در درجات. و لذا هر کسی بسته به درجهی ایمان و معرفت خود دارای امام خاص خود میباشد؛ همانطور که در واقعهی غدیر خم که دانشگاه تشیع است، علی با محمد بیعت کرد و شیعهی او شد و سلمان هم با على، و کمیل و عمار و مقداد هم با سلمان و... . و این یک جریان واحد است، درست مثل سلسلهمراتب آموزش در کلاسهای درس مدارس که هر گروهی معلم خاص خود را دارند. پس تشیع مکتب عشق مبتنی بر ایمان و معرفت است. حال به قول امام خمینی آیا بهراستی شیعه هستیم؟
این را نیز بدانیم که پیروی از رساله های عملیه و مراجع هم لزوماً نمیتواند به معنای تشیع و ارادت باشد. حداکثر میتواند مثل پیچیدن نسخهی یک پزشک باشد و نه بیشتر. تازه اگر پیروی صادقانه و کامل باشد که آنهم نیست. پیروی گزینشی، آنهم از روی کتاب، دالّ بر شیعهگری نیست. در واقع کسی که یک مؤمن با معرفت دیگری را قلباً و عملاً اطاعت میکند، شیعهی على (ع) است. پیروی از آداب و راه و روش خود على (ع) به لحاظ روایات تاریخی نیز تشیع نیست، بلکه پیروی از امام زنده؛ همانطور که علی (ع) هم مؤمنان را از تقلید خودش منع مینماید.
عنوان : دائرة المعارف عرفانی جلد سوم
Theosophical encyclopedia
مؤلف : استاد علی اکبر خانجانی
تاریخ تألیف : ۱۳۸۴-۱۳۸۶
فصل سوّم فلسفه هرمنوتیک(اسرار واژه ها)خودشناسی کلامی
- ۱.۷k
- ۲۳ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط