امروز

...

امروز ...
عجیب هوایِ آغوش داشتم
می‌خواستم که گم شوم در بازوانِی که
می‌فهمد معنیِ بغضم را ...!
دیدگاه ها (۰)

اگر انسان سرش را به سمت آسمان بالا بیاورد و کارهایش را فقط ب...

چشمانت را که دیدم،فهمیدم بعضی نگاه‌هابرای دیده‌شدن نیستند؛بر...

ولی زیبایی ادبیات فارسی``

تموم‌ حرف دلمو شاملو گفت که:‏«اشک هارا پشت لبخندی مخفی می کن...

خدا برایم کافی ستوقتی در میان امواج دردها گم می شومخدا برایم...

تــــو رادر غربت ڪدام ڪوچهگم ڪرده ام ..؟ڪه اینچنین آواره‌ے ڪ...

یک صوتِ مُبهمم که الفبا نمی‌شومیک واژه ی عجیب که معنا نمی‌شو...

‏🐺[۱۶:۴۵ ~ ۱۶:۵۴ به وقت کلمبیا]ولی میگن فردا قراره بارون بیا...

عاشقانه با مادر فاطمه زهرا

جهان در آغوشم بود؛ کاش زمان در سکوتِ آن لحظه از نفس می‌ایستا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط