{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چشمانت را که دیدم،

چشمانت را که دیدم،
فهمیدم بعضی نگاه‌ها
برای دیده‌شدن نیستند؛
برای گم‌شدن‌اند...

من در عمق چشمانت
آرامشی پیدا کردم
که هیچ آغوشی
نتوانست به من بدهد.

چشمانت عجیب‌اند؛
انگار تمامِ شب‌های تاریک
در آن‌ها ستاره می‌کارند،
و من هر بار که نگاهت می‌کنم،
دوباره عاشق می‌شوم...
دیدگاه ها (۰)

مگر چشمانِ تو چه فرقی داشت... که هر بار نگاهت کردم، دلم آرا...

*از من نپرس چگونه‌ام... من همیشه دلتنگ توام...وقتی راه می‌رو...

بعضی کتاب‌ها فقط یک داستان نیستند؛ سفری هستند که بعد از تمام...

مادر فرشته و زیبای من همیشه در قلب منی

می گویند بعضی آتشها برای گرم کردن دست ها نیستند؛ برای روشن ن...

عاشقانه های شبنم بیاد بابامحمدم

نمیدانم چی باعث شد که وقتی به چشمانش نگاه کنم ضربان قلبم بال...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط