دل و جانم به تو مشغول و نظر در چپ و راست

دل و جانم به تو مشغول و نظر در چپ و راست

دل و جانم به تو مشغول و نظر در چپ و راست
تا نداند حریفان که تو منظور منی
دیگران چون بروند از نظر از دل بروند
تو چنان در دل من رفته که جان در بدنی
تو همایی و من خسته و بیچاره گدای
پادشاهی کنم از سایه به من برفکنی
بنده وارت به سلام آیم و خدمت بکنم
ور جوابم ندهی می رسدت کبر و منی
تو بدین نعمت و صفت گر بخرامی در باغ
باغبان بیند و گوید تو سر و چمنی



#فالو#لایک
#فالو#بک#فالو
دیدگاه ها (۰)

مي نويسم از چشمهايم كه بي تاب نگاه توأنداز گوش هايم كه از فر...

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

من چرا دل به تو دادم که دلم می‌شکنییا چه کردم که نگه باز به ...

من چرا دل به تو دادم که دلم می‌شکنییا چه کردم که نگه باز به ...

من چرا دل به تو دادم که دلم می شکنییا چه کردم که نگه باز به ...

من چرا دل به تو دادم که دلم می شکنییا چه کردم که نگه باز به ...

.من چرا دل به تو دادم که دلم می‌شکنییا چه کردم که نگه ...

من چرا دل به تو دادم که دلم می‌شکنییا چه کردم که نگه باز به ...

@MehrBanooo_2018من چرا دل به تو دادم که دلم می‌شکنییا چه کرد...

#سعدیدیگران چون بروند از نظر از دل بروندتو چنان در دل من رفت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط