خواب ایم بو تن تو را م‌دهد

‌ ‌  خواب  ‍ہایم  بوى  تن  تو  را  مي‌دهں݁د

‌ ‌  خواب  ‍ہایم  بوى  تن  تو  را  مي‌دهں݁د
     آن دورترها نىم‍‍هٔ شب مر𝅥ا د𖫰ر آغٶش می‌گیری ?؟ ‌ ‌‌ ‌ ‌
دیدگاه ها (۳)

شاید بیایی...اما نه از آن راهی که چشم‌هایم هر شب به انتظارش ...

گر آن روز که غریبه بودیم اگر دستت را روی دستم گذاشتی بوی تنم...

تمام راه با توامبا تو پرندگان را تماشا می کنمبا تو زیر سایه ...

چهل روز است که دلتنگی‌های غروب را با بودن در کنار مزارش سپری...

خوب کن حال شب هایم رایک شب بخیر خشک و خالی از تومی تواند کار...

درنهایت آدمی را،آن روزهایی تعریف می‌کنند که هیچ‌کس ندید؛ شب ...

اگر باور کنی یا نه تو را در خواب میدیدمدو چشمان قشنگت را شرا...

شب های جمعه بوی تو را می دهند؛هنگامی که باد چادر خاکیِ تو را...

مرزی فراتر از یکـ درد ، در تمامـ من درد می‌کندخوابـ هایمـ در...

من به بالش و پتوی تو حسادت می‌کنم چون اونها هر شب می‌توانند ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط