اسم تو را

اسم تو را

اسم تو را
با مداد نیم‌شکسته
در کوچه‌ای که بوی باران داشت
و دیوارهایش از خاطره نم می‌زد
بر حاشیهٔ باران‌خوردهٔ دفتر می‌کاشتم
زنگ تفریح در حیاط
و دلم توپ قرمزی بود
که در آب گِلی کوچه
از دست کودکی‌ام می‌لغزید
سال‌ها بعد
از آن کوچه رد شدم
باران هنوز بوی آشنا را داشت
و شیشه‌ها را
از یاد من پر کرده بود
نیمکت‌ها نبودند
در گوشهٔ دفتری کهنه و تَر
اسمی را پیدا کردم
که با مداد نیم‌شکسته
خیس از کودکی
به من
سلام می‌کرد.
#عاشقانه
#amd_msn11
دیدگاه ها (۱)

موسیقی

خط‌های خاکستری روی نیمکتشخصیت‌ها:جونگ‌کوک (۱۷ ساله): دونده‌ی...

پارت چهاردهم سبز یشمی زیر بارانباران هنوز بند نیامده بود.تهی...

dark life = 38

چند پارتی بازی ممنوع

یاد ِ آن روزی که ما هم "آب بابا" داشتیمدفتر ِ خط خورده ی ِ م...

ياد ِ آن روزي که ما هم "آب بابا" داشتيمدفتر ِ خط خورده ي ِ م...

پرسیده بودم چه بویی پرتتان می‌کند به روزهای بچگی؟ جواب داده ...

رویای رنگی شاهزاده

یاد ِ آن روزی که ما هم "آب بابا" داشتیمدفتر ِ خط خورده ی ِ م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط