خوبیم

خوبیم!

خوبیم!
عمیقا خوبیم...
گیر کرده‌ایم میانِ زهدانِ گربه‌ی بداقبالی که مادر ماست...
که دائم از درد به خود می‌پیچد، به در و دیوار می‌کوبد و ما دانه دانه می‌میریم،
ولی تمام نمی‌شویم، می‌مانیم تا نفر به نفر، مردنِ عزیزانمان را به نظاره بنشینیم و روزی هزاران بار بمیریم...

خوبیم
هرچند سیلیِ ناحق زیاد خورده‌ایم، که همیشه سیلی‌اش حواله‌ی دیگران است و درد و خونمردگی‌اش برای ما، که همیشه تهدیدش حواله‌ی دیگران است و تاوانش برای ما...
هرچند آسمان هم این روزها ما را پس می‌زند، هرچند مرده‌ایم و راه می‌رویم، بی‌واژه‌ایم و حرف می‌زنیم...

اما به آدم‌های بیرونِ این مهِ غلیظ و به چشم‌های نگران بگویید؛ نگرانِ ما نباشند، خوبیم..

#حال_دلتون_خوب💙
دیدگاه ها (۱۱۳)

آوای شب پارت ۲۴ویو نویسنده دامیان در و باز کرد شوکه شد...انی...

....همه‌ی ما برای دوری از درد به خود دروغ می‌گوییم: این یک خ...

پلاسکویی دیگر فرو ریخت و مردمی زیر آوارکوتاهیِ دیگران جان دا...

( این دو نفر اصلا به هم نمی آیند ... )مسخره تر از این جمله ه...

🍃یکسال و چندماه است که دل هایمان عزادار شده و زخم هایش به لط...

امروز سر چهار راه کـتـک بـدی از یـک دختـر بچـه ی هفـت سـالـه...

وقتی که سید ابراهیم شهید شد دل نگرانه آقا بودیم..هر چند که ا...

چند خط پیرامون اشتباه

آویزان نوری و ترجمه‌ی شعرهایی از او

حال خوش

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط