پلاسکویی دیگر فرو ریخت و مردمی زیر آوارکوتاهی دیگران جان

پلاسکویی دیگر فرو ریخت و مردمی زیر آوارکوتاهیِ دیگران جان دادند.

ایران بار دیگرداغدارشد و تا کیِ؟ تا کِی اندوه فجایعی را به دوش بکشیم که می‌شد ازآن‌ها پیشگیری کرد؟ که می‌شد جان‌هایی را نجات داد و می‌شد سرزمین شادتر و آبادتری داشت؟

مسئولین ()محترم! لااقل وقتی پای جان مردم درمیان است، سخت‌گیر باشید. اینجا مهدکودک نیست و این سازه‌ها، اسباب بازی شما نیست که هرکسی میل قدرت و ثروت داشت، بسازد و ما بازیچه‌های این بازی نیستیم که وسط این سازه‌های مسخره بمیریم! ما خسته‌ایم از اینهمه مصیبت، از اینکه دست‌ها از جیب‌هامان به گردن و شاهرگ‌هامان رسیده و یا در میان بدنه‌های سست ماشین‌های غیر استاندارد مچاله می‌شویم، یا زیر آوار سازه‌های غیر اصولی می‌مانیم و مابقی که زنده‌ایم، ته‌مانده‌ی آرزوهای برباد، بر دوش؛ حیرانیم که به کدامین درد تحمیلی، بگرییم!!!
لطفا به فکر مردم باشید، به فکر ساده‌باورانی که به شما اعتماد کرده‌بودند....
دیدگاه ها (۰)

ڪﺎﺵ می ﺷﺪ"ﻗﻠﺒـﻬﺎ ﺁﺑﺎﺩ ﺑﻮﺩ" ڪﯿﻨﻪ ﻭ ﻏﻤﻬﺎ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺑﺎﺩ ﺑﻮﺩ ڪﺎﺵ می...

‏«آدمها به دلایل مختلف یا نمیتونن متوجه بشن چی میخوان، یا اگ...

^᪲پـیـامـ ـي بـرـأیے ډخــتـ ـر ـهٔاي ليــنإ ::: ریل نیمت ...

پارت جدید

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط