{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بیایید با من نقاشی بکشید.....

چطور شد؟ ضبط کردنش یه خورده سخت بود.



خب فردا تولدمه.......
به جای اینکه خیلی خوشحال باشم انقدر گریه کردم چشمام قرمز شده.
به جای اینکه خانوادم بهم تبریک بگن باهام دعوا کردن.
حتی دوستامم یادشون نیست
تا به حال هیچ کدوم از تولدام اینجوری نشده بود و خیلی عجیبه.
یک سال بزرگتر شدم و دیگه قرار نیست خاطره های قبلو تجربه کنم.
قرار برم مدرسه جدید.
قرار دوستای جدید پیدا کنم معلوم نیست این دوستا خوبن یا بد.
همبن دیگه همه چی جا به جا شده ولی هیچ کدوم از این ها آزارم نمیده فقط یه چی آزارم میده.
که چرا دارم بزرگ میشم من میخوام کوچیک بمونم دوست دارم کل عمرم به روز تولدم فکر کنم که کادو قرار چی بگیرم.
ولی این‌ها همه بخشی از این‌ها نیست ن کل روزها کل عمرم به روز تولدم فکر می‌کردم که چه درخواستی از خانوادم داشته باشم برای کادو تقریباً آرزوهایی که داشتم به خانواده می‌گفتما اونا هم برام همونو می‌خریدند. مثلاً یادمه توی تولد ۵ سالگیم از خانوادم خواستم برام یه عروسک بخره که حرف می‌زنه و وقتی اونو خریدن انگار دنیا رو بهم داده بودن لی الان آرزوهایی که من دارم و کسی نمی‌تونه برآورده کنه خودم باید براش بجنگم. این منو آزار می‌ده نه این چیزایی که بهتون گفتم.
همه این جمله هارو به عنوان یه درد و دل در نظر بگیرید.
دیدگاه ها (۱۰)

خلاصه لایو تولد نامجون: (pt¹)🐨: یه کم خجالت‌آوره، ولی ممنونم...

من لوئیزم و اینجا قراره موضوعاتی رو که برام جالبن و راجع‌بهش...

*💌:جیسونگی پیامی در بابل فرستاده🐿:سلام من جیسونگ صاحب تولدم ...

کنیچیواااااااا

خدا قربون خنده هاتونننن😭😭😭😭🎀تیکه ی آخر دنس"BAD"از ایتیز رو ر...

*🐰: اوه، این دیگه چیه؟🐰: آه، ممنون!🐰: اصلاً خبر نداشتم.🐰: مم...

*🐰: اوه، این دیگه چیه؟🐰: آه، ممنون!🐰: اصلاً خبر نداشتم.🐰: مم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط