ماه رمضان بود و منصور حلاج از شهر جذامی

مـاه #رمـضـان بــود و "مـنـصـور حـلـاج" از شـهـر جـذامـیـ

مـاه #رمـضـان بــود و "مـنـصـور حـلـاج" از شـهـر جـذامـیـان رد مـیـشـد.
جـذامـیـان بــه نـهـار مـشـغـول بــودنـد و بــه حـلـاج تـعـارف کـردنـد.
حـلـاج بــرسـفـره آنـهـا نـشـسـت و چـنـد لـقـمـه بــر دهـان بــرد.
جـذامـیـان گـفـتـنـد: دیـگـران بــر سـفـره مـا
نـمـی نـشـیـنـنـد و از مـا
مـی تـرسـنـد.
حـلـاج گـفـت: آنـهـا روزه انـد و بــرخـاسـت.
غـروب، هـنـگـامِ افـطـار، حـلـاج گـفـت:
خـدایـا روزه مـرا قـبــول بــفـرمـا.
شـاگـردان گـفـتـنـد: مـا دیـدیـم کـه تـو روزه شـکـسـتـی!
حـلـاج گـفـت: مـا مـهـمـان #خـدا بــودیـم؛
روزه شـکـسـتـیـم، امـا دل نـشـکـسـتـیـم.
«آن شـب کـه دلـی بــود، بــه مـیـخـانـه نـشـسـتـیـم
آن تـوبــه صـدسـالـه، بــه پـیـمـانـه شـکـسـتـیـم

از آتـش دوزخ نـهـراسـیـم کـه آن شـب
مـا تـوبــه شـکـسـتـیـم،
ولـی دل نـشـکـسـتـیـم!
دیدگاه ها (۰)

پرتره والدین سلیمان منصور در مراسم ازدواج، سال خلق اثر: ۱۹۸۴...

ما در ره عشق تو اسیران بلاییمکس نیست چنین عاشق بیچاره که مای...

سلطنت طلب شریک قاتل شهدای جنگ با آمریکا

منتخبی از کتاب استاد سخن ....

طرح مقابله با نفوذ از نان شب واجب‌تر است/ کسانی که با این طر...

زلف و رخسار تو ره بر دل بی‌تاب زنندرهزنان قافله را در شب مهت...

🍂🌸 امام حسن مجتبی (علیه السلام):🌸کسی که قرآن بخواند، دیر یا ...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت سوم :اما آنها پاسخ دادند: ق...

🍂🌸 امام حسن مجتبی (علیه السلام):🌸کسی که قرآن بخواند، دیر یا ...

🔘 داستان کوتاهبلدرچینی در مزرعۀ گندم لانه ساخته بود.او همیشه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط