هر آنچه در قلب میگذرد، را نمیتوان به زبان آورد... برای
هر آنچه در قلب میگذرد، را نمیتوان به زبان آورد... برای همین، خدا آه را آفرید، اشک را جاری کرد، خوابهای طولانی را پناهِ خستگیها ساخت، لبخندهای سرد را بر لبها نشاند و لرزش دستان را زبانِ بغضهای فروخورده کرد...
و من، بعد از رفتنت، بابا، زندگی را نه آنگونه که بود، که به شکلِ دردی طولانی شناختم... دردی که نه زمان از آن میکاهد، نه اشک آرامش میکند؛ دردِ نبودنِ تو، که هر روز در گوشهای از قلبم تازه میشود...
بابا جان، بعد از تو زندگی ادامه یافت، اما چیزی در من، برای همیشه دلتنگ ماند...
#پدر_و_دختری 🖤😔
.
.
.
و من، بعد از رفتنت، بابا، زندگی را نه آنگونه که بود، که به شکلِ دردی طولانی شناختم... دردی که نه زمان از آن میکاهد، نه اشک آرامش میکند؛ دردِ نبودنِ تو، که هر روز در گوشهای از قلبم تازه میشود...
بابا جان، بعد از تو زندگی ادامه یافت، اما چیزی در من، برای همیشه دلتنگ ماند...
#پدر_و_دختری 🖤😔
.
.
.
- ۱۴.۲k
- ۱۰ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط